آذوقه و لوازم قشونى به عمل آورد . در اين احوال فراريهائى از بابل آمده خبر دادند ، كه پادشاه آسور ، چون خود را در امنيت نميديد ، عازم ليديّه گرديد و خزاين و نفايس خود را هم به آنجا برد . كوروش فهميد ، كه پادشاه آسور ميخواهد دشمنى جديد براى او تدارك كند و ، چون احتمال جنگ را قوى ميديد ، بتكميل قواى خود پرداخت . توضيح آنكه اسبهائى از اسرا و دوستان خود گرفته بر عدّه سواره نظام پارسى افزود و عرابههاى زياد بهر وسيله ، كه ميتوانست ، بدست آورد .
عرّابههاى كوروش
كزنفون گويد ( كتاب 6 ، فصل 1 ) طرز استعمال عرابهها تا آن زمان موافق معمول اهالى ( ترووا ) « 1 » بود و اين طرز اكنون هم در نزد اهالى ( سيرن ) « 2 » متداول است . ماديها ، سريانيها ، اعراب و ساير مردمان آسيا نيز تا آن زمان به اين طرز عرابهها را به كار ميانداختند . كوروش ديد ، كه قسمت زبدهء قشون را روى عرابهها مينشانند و آنها را براى زد و خوردهاى بىاهميت به كار برده ، در مواقع عمده جدال ، از وجودشان نتيجه نمىگيرند . از اين نكته گذشته براى سيصد نفر سپاهى يكهزار و دويست اسب و سيصد نفر عرابهران لازم است . عرابهرانها هم بايد از ميان اشخاصى انتخاب شوند ، كه مخصوصا مورد اعتمادند و ، حال آنكه از وجود آنها بدشمن آسيبى نميرسد . اين بود ، كه كوروش استعمال چنين عرابهها را موقوف كرد و عرابههائى ساخت ، كه براى جنگ مناسبتر بود : چرخهاى اين عرابهها قوىتر است و بنابراين احتمال شكستن آنها كمتر ، محور دراز است ، زيرا هرقدر وسعت چيزى بيشتر باشد ، احتمال واژگون شدنش كمتر است . نشيمن ( جاى عرابهران ) از چوبى است ضخيم و به شكل برجى بلند مىشود ، ولى عرابهران را بالاتر از آرنج نمىپوشد ، تا او در اداره كردن اسبها آزاد باشد . عرابهران باستثناى دو چشمش از سر تا پا مسلح است ، در دو انتهاى محور ، دو داس آهنين بعرض دو آرش جا دادهاند ، دو داس ديگر در زير قرار گرفته و نوكتيز آنها ، كه به طرف زمين است ، بايد در وقت جنگ بسپاهيان برخورده تن
هامش
( 1 ) -Troyens .( 2 ) -Cyreniens .