بباد داده . حالا بگوئيد ، آيا براى اينكه هركس كوشش كند ، بهتر نيست ، كه در تقسيم پاداش و نتائج فتح به لياقت معتقد باشيم .
كرىسانتاس ، كه هم تيم بود ، برخاسته پيشنهاد كوروش را تأييد كرد ، بعد از او فرولاس « 1 » كه يكنفر پارسى از طبقهء عوام و دوست كوروش بود و صفات جسمانى و روحانىاش او را با اشراف مساوى ميداشت ، نيز نطقى كرد و برله پيشنهاد رأى داد ، پس از آن همه رأى دادند و اين قاعده پذيرفته شد .
بعض فرماندهان گروهانها براى سربازان خود بازىهائى ترتيب مىدادند ، كه در آن واحد ورزش بود و هم نظم و ترتيب را در ميان سپاهيان استوار ميكرد . هر دفعه كه كوروش در اين بازىها حاضر ميشد ، از ورزيدگى قشون خود غرق شعف ميگشت و بعد تمام گروهان را به سر سفرهء خود دعوت مىكرد .
اين تشويق باعث شد ، كه چنين بازيها در تمام گروهانها متداول گشت .
آمدن سفراى هند نزد كياكسار
( كتاب دوّم ، فصل 4 ) روزى ، كه كوروش بسان قشون مشغول بود ، رسولى نزد او آمده اطلاع داد ، كه ، چون سفرائى از طرف هنديها نزد پادشاه ماد آمدهاند ، او كوروش را مىطلبد و تقاضا مىكند ، كه بىدرنگ نزد وى رود . رسول را مأمور كرده بودند لباس فاخرى به كوروش بدهد ، كه او با اين لباس بقصر پادشاه درآيد « 2 » كوروش دستهاى از قشون خود برداشته ، نزد كياكسار رفت و ، چون پادشاه ماد او را در لباس ساده ديد ، ايراد كرد ، كه چرا لباس ارغوانى او را نپوشيده و اين رفتار باعث سرافكندگى او در پيش سفراى هند خواهد شد . كوروش جواب داد : « اگر لباس ارغوانى پوشيده طوق و ياره استعمال ميكردم ، ولى دير فرمان تو را بجاى ميآوردم ، آيا بهتر از آن بود ، كه همين امروز با قشونى ، كه حاضر است اوامر تو را فورا انجام داده آمدهام » . كياكسار را اين جواب خوش آمد و امر كرد در حال سفراى هند را داخل
هامش
( 1 ) -Feranlas .( 2 ) - درست معلوم نيست كه مقصود كزنفون از هند كدام قسمت آسيا است زيرا تصوّرات قدما راجع بهند مبهم بوده .