در آن يافتند . خلاصه انسان محتاط ، وقتى كه نمىداند چه كند ، بهترين وسيله را براى تصميم كردن قرعه ميداند و در مقابل اتفاق تسليم مىشود ، ولى خدايان ، كه جاويدان هستند ، از گذشته و حال و آينده آگاهند و ، اگر نسبت به كسى مساعد باشند ، مىنمايند ، چه بايد بكند و چه نكند . اگر آنها نخواهند ، جواب مشورت همه را بدهند ، هيچ جاى تعجب نيست . آنها الزام ندارند با چيزهائى خودشان را مشغول كنند ، كه نسبت به آن بىميلاند » .
كوروش در ماد
سپس كزنفون چنين حكايت كند ( كتاب دوّم ، فصل 1 - 4 ) :
پدر و پسر در اين زمينهها صحبت كردند ، تا بسرحدّ ماد رسيدند .
كبوجيه و كوروش ، پس از دعاخوانى براى سعات پارس ، وارد خاك ماد شدند و براى ماد هم دعا كردند . بعد كوروش از پدرش مفارقت جسته بديدن كياكسار شتافت و كبوجيه بپارس برگشت . وقتى كه كوروش نزد كياكسار آمد ، باهم روبوسى كردند .
كياكسار عدّه سپاهيان پارسى را پرسيد و كوروش هم تيمها را ستود . بعد پادشاه ماد عدّهء دشمن را چنين بيان كرد : كرزوس پادشاه ليدى ده هزار سوار و قدرى بيش از چهل هزار پياده سبك اسلحه و تيرانداز دارد ، آرتاماس « 1 » والى فريگيه هشت هزار سوار و تقريبا چهل هزار پيادهء سبك اسلحه و نيزهدار ، آريبه « 2 » پادشاه كاپادوكيه ششهزار سوار و لااقل سى هزار تيرانداز و پيادهء سبك اسلحه ، ماراگ - دوس « 3 » عرب بر ده هزار سوار ، صد عرّابه و بيك عدّهء نامعلومى از فلاخنداران فرمان ميدهد . امّا راجع به يونانيهاى آسيا معلوم نيست ، كه آنان هم از دنبال اينان خواهند آمد يا نه ، ولى آنهائى ، كه در آن قسمت فريگيه ، كه در نزديكى هلّسپونت « 4 » واقع است ، سكنى دارند . در جلگهء ( كايستر ) « 5 » بايد بقشون ( گابه ) « 6 » ، كه مركب از شش هزار سوار و 20 هزار پياده سبك اسلحه است ، ملحق شوند . گويند ، كه اهالى كاريّه و كيليكيه و پافلاگونيه نميخواهند بدعوت دشمنان ما جواب بدهند ، اما پادشاه بابل ، كه صاحب قسمتهاى ديگر آسور است ، لااقل 20 هزار سوار خواهد داشت ، عدهء
هامش
( 1 ) -Artamas .( 2 ) -Aribee .( 3 ) -Maragdus .( 4 ) -Heilesponte( بوغار داردانل ) .
( 5 ) -Caystre .( 6 ) -Gabee .