آنها گرفته گفت ، اگر ميخواهيد براى متحدين خود مفيد باشيد ، بايد جنگ تن بتن بكنيد . آنها اين امر كوروش را اطاعت كردند ، زيرا ميدانستند كه ، چون آذوقهء خود را از متحدين دريافت ميدارند ، بايد براى آنها مفيد باشند . كياكسار هم بنابر توصيهء كوروش لوازم راحتى سربازان را مهيا ساخت . بعد كوروش براى تشويق صاحبمنصبان وعده كرد ، كه در صورت بهرهمندى رتبهء هريك را بالا ببرد .
براى اينكه سربازان باهم مأنوس شوند ، چادرهائى ترتيب داد ، كه هريك گنجايش صد نفر را داشت و قرار گذارد ، كه همه باهم غذا بخورند ، زيرا حيواناتى هم كه با هم غذا ميخورند ، بعد با تأسف از هم جدا ميشوند ، بالاخره كوروش براى خود خيمهء بزرگى تدارك كرد ، زود زود فرماندهان گروهانها و لخ « 1 » ها و رؤساى دستههاى پنج و ده نفرى را به ناهار دعوت ميكرد و گاهى سربازها را هم بسر سفرهء خود ميطلبيد . او ترتيبى داده بود ، كه همه باهم كار كنند ، تا علقهشان نسبت به يكديگر محكمتر شود . در موقع چنين شامها كوروش با صاحبمنصبان صحبت ميكرد ، آنها را بر آن ميداشت صحبت كنند و هميشه سعى ميكرد ، كه از اين صحبتها نتيجهء خوب بگيرد . در سر يكى از چنين شامها كرىسانتاس « 2 » نامى گفت اين ترتيب ، كه در صورت بهرهمندى امتيازات و غنائم بين جنگىها بالسويه تقسيم مىشود ، عدالت نيست ، بايد بهر كس به قدر كوششى ، كه كرده داد . كوروش از اين حرف خوشنود شد ، زيرا تصوّر ميكرد ، كه اگر اين قاعده اتخاذ شود ، وسايل تشويق بيشتر خواهد بود . بنابراين گذاشت در باب اين مسئله صحبت كنند و معلوم گشت ، كه تقريبا همه طرفدار اين قاعده هستند و حتى اشخاص كاهل و مسامحه كار هم نميتوانند با اين قاعده مخالفت ورزند ، روز ديگر كوروش سربازان را جمع كرده به آنها گفت ، دشمن نزديك است اگر ، ما فاتح شويم ، خود دشمن و مال او از آن ما است و اگر شكست خوريم ، هرچه هستيم و داريم مال دشمن است ، پس بايد همه همت كنيم و احدى كاهلى نكند ، زيرا اگر كسى بگويد ، ديگران جنگ ميكنند ، چه لازم است من خود را زحمت دهم ، حقيقتا رفقاى خود را بخطر انداخته و زحمات همه را
هامش
( 1 ) -Loche( دستهء كوچكى از قشون را در يونان چنين ميناميدند ) .
( 2 ) -Chrystantas .