از زبان مادى ميداند . بعضى زبان پشتو يا پختوى افغانى را هم مشتقّ از اين زبان ميدانند . راجع بصنايع مادى نيز نميتوان چيز زيادى گفت ، چه ابنيه و عماراتى از آن دوره نمانده ، باوجوداين از آثار كمى ، كه بدست آمده و در ذيل بيايد ، محققين به اين عقيدهاند ، كه معمارى مادى از معمارى هخامنشى خشنتر و از معمارى بومى ، يعنى زمان قبل از آمدن آريانها بايران ، ظريفتر بوده . بعضى تصوّر ميكنند ، كه ماديها معمارى را از معمارى وان ، پايتخت دولت آرارات ، اقتباس كردهاند . بهرحال آثارى ، كه در ايران پيدا شده و بماديها نسبت ميدهند ، از اين قرار است : 1 - شيرى كه از سنگ ساختهاند و در نزديكى همدان است . اين شير ، كه تا 930 ميلادى ايستاده بود و حالا ناقص شده و افتاده است ، محققا معلوم نيست از دورهء مادى باشد ، زيرا بعضى ساختن آن را بدوره هخامنشى نسبت ميدهند « 1 » ، ولى نلدكه آن را از زمان ماديها ميداند ( تتبعات تاريخى راجع بايران ) . 2 - نزديك سرپلزهاب دخمهايست ، كه در سنگ منقور و موسوم بدكان داود است . در اينجا صورت مردى برجسته در سنگ كنده شده ، اين مرد لباس مادى بر تن ، بر سومى « 2 » بدست دارد و در حال عبادت ايستاده . 3 - دخمهاى است در صحنه نزديكى كرمانشاه مانند دخمه مذكور و فروهر بالاى آن حجارى شده . 4 - در ديران لرستان دخمهايست نزديك سرپل ، موسوم به اطاق فرهاد ، كه ناتمام مانده . 5 - در دهنو اسحقوند نزديك كرمانشاه ، در دخمه كوچكى حجارى برجستهايست ، كه صورت شخصى را در حال پرستش نشان ميدهد . راجع به اين آثار هم بايد گفت ، كه همه در انتساب آن به ماد موافق نيستند ، مثلا پرّووشىپيه « 3 » گويند ، كه اين آثار از حيث حجارى بمقبرههاى هخامنشى در تختجمشيد بىشباهت نيست ( جلد 5 صفحهء 637 ) . قصرى در همدان بوده ، كه ( پولىبيوس ) آن را بطور كلى توصيف كرده و ماحصل آن چنين است : ستونهاى اين قصر از چوب سدر و سرو ساخته شده ، روى اين ستونها را با لوحههاى
هامش
( 1 ) - تورايف - تاريخ مشرق قديم - جلد اوّل صفحه 108 .
( 2 ) - برسوم يا برسم دستهاى از تركههاى درخت بود ، كه با برگ درخت خرما بهم بسته و هنگام عبادت بدست ميگرفتند ( دارمستتر ، زند آوستا ) .
( 3 ) -Perrot et Chipiez .