تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
در 606 نينوا را تسخير كرد و ، اگر از پشت سر خود يعنى از تخليهء ايران از سكاها مطمئن نميشد ، بجنگ ثانوى با آسور نمىپرداخت . بنابراين اگر مدّت توقف آنها را در ايران 28 سال بدانيم تاريخ وقايع مذكور بهم مىخورد ، زيرا بايد عقيده داشت ، كه از زمانى كه هووخشتر بتخت نشست ، تا 605 به كار سكاها اشتغال داشت ، در اين صورت فرصتى براى اصلاح قشون ماد ، جنگ اوّل و تهيهء جنگ دوّم با آسور نميماند . اين هم مسلم است ، كه بعد از شكست فرورتيش از آسور ، شاه جديد ، كه در اوّل سلطنتش با مشكلات عديده مصادف شده بود ، نميتوانست فورا بىتداركات با آسور جنگ كند . بنابراين مدّت توقف سكاها در ايران كمتر از 28 سال بوده .

تسخير نينوا ، انقراض آسور

هووخشتر پس از آنكه سكاها را از ايران براند ، باز باجراى خيال ديرين خود ، يعنى انقراض آسور پرداخت ، لازم است نظرى به آسور مقارن اين زمان افكنده به‌بينيم اين دولت در چه حال بود و شاه ماد چه دولتى را مىخواست از پا درآورد . آسور در نيمهء قرن هفتم ق . م ، يعنى تقريبا چهل سال قبل از انقراض ، باوج عظمت خود رسيد : مصر مطيع شد ، ليدّيه پست گرديد ، دولت عيلام دشمن موروثى آسور ويران گشت ، مملكت وان ديگر جرئت تخطى را بحدود آسور نداشت و داخلهء آسور درخشندگى يك تمدّن مادى عالى را مينمود ، امّا براى مردم كوچكى مانند آسوريها نگاهداشتن اين همه ممالك دشوار و بلكه محال بود . راست است كه آسوريها ، براى اينكه ملل مغلوبه را مرعوب و حكمرانى خود را در تمام آسياى غربى تا كوير لوت تأمين كنند ، بسختىهاى دهشتناك و بوحشىگرىهاى بىنظير متوسّل ميشدند ، ولى باوجوداين تمام علائم و آثار نشان ميداد ، كه نخواهند توانست تسلطّ خود را در آسياى غربى محفوظ دارند . از وقتى ، كه مردمان آريانى آسور را در فشار گذاردند ، آسور مجبور شد بوسائل ديگر ، غير از قشون‌كشى و قتل و غارت ، متوسّل شده با برانگيختن بعض مردمان آريانى بر بعضى ديگر و توليد نفاق در ميان آنها و ديگران به حيات سياسى خود ادامه دهد ، چنان كه آسور حيدّين
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 185 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )