در دلهاى مردمان آن روز بوده . ارميا گويد ( كتاب ارمياى نبى باب ششم ) : « اى بنى بن يامين ، از اورشليم فرار كنيد ، كرنا را در تقوع « 1 » بنوازيد و علامتى بر بيت هكّاريم « 2 » برافرازيد ، زيرا بلائى از طرف شمال و شكستى عظيم روى خواهد داد . . .
خداوند چنين مىگويد ، اينك قومى از زمين شمال ميآورم ، امّتى عظيم از اقصاى زمين خواهند برخاست و كمان و نيزه خواهند گرفت . ايشان مردان ستم كيش ميباشند ، كه ترحّم ندارند . بآواز خود مثل دريا شورش خواهند كرد و بر اسبان سوار شده مثل مردان جنگى بضدّ تو اى دختر صيهون خودآرائى كنند . آوازهء اين را شنيديم ، دستهاى ما سست گرديد و درد مثل زنى ، كه ميزايد ، بر ما مستولى شده است . بصحرا بيرون مشويد و به راه مرويد ، زيرا شمشير دشمنان و خوف از هر طرف است . اى دختر قوم من پلاس بپوش و خويشتن را در خاكستر بغلطان ، ماتم پسر يگانه و نوحهگرى تلخ براى خود بكن ، زيرا تاراجكننده ناگهان بر ما ميآيد . . . دم پرزور ميدمد ، سرب در آتش فانى ميگردد و قالگر عبث قال ميگذارد ، زيرا شريران جدا نميشوند » . تاختوتاز سكاها در ايران بقول هرودوت 28 سال طول كشيد . در اين مدّت سكاها از ملل باج ميگرفتند و باوجوداين آنها را ميچاپيدند . بالاخره هووخشتر پادشاه يا سردار آنها را موسوم به مادى يس « 3 » ، كه پسر بارتاتوى مذكور در فوق بود ، با تمام سران سپاه سكائى ميهمان كرده همه را در حال مستى بكشت . پس از اين كار پادشاه ماد با سكاها جنگيد و ، چون آنها بىسر و سالار مانده بودند ، شكست خورده از ماد خارج شدند .
سكاها از كجا بايران حمله كردند . مدّت بودن آنها در ماد
راجع به اين تاختوتاز سكاها در ماد و آسياى صغير بايد عقيده داشت ، كه آنها از طرف قفقازيه آمده بودند ، يعنى از پشت كوههاى قفقاز به طرف جنوب متوجه شده و از دربند گذشته بقفقازيه و آذربايجان كنونى حمله كردهاند . زيرا هرودوت
هامش
( 1 ) - يكى از شهرهاى يهودا است ، كه در نزديكى بيت لحم بجنوب شرقى اورشليم واقع بود .
( 2 ) - مكانى است در نزديكى تقوع
( 3 ) -Madyes .