و اروپائى به طرف جنوب رفته بعدها بشعبههائى تقسيم شدهاند : شعبهء هندى ، شعبهء ايرانى ، شعبهء سكائى « 1 » . راجع باحوال مردمان آريانى در اعصار قبل از تاريخ آنها اطلاعات محققى در دست نيست . باوجوداين آنچه از تحقيقات علماء حاصل شده اين است : اولا اين سؤالها پيش مىآيد ، كه كى آريانها از سائر مردمان هند و اروپائى جدا شدهاند ، بعد از جداشدن كجا بودهاند و آيا باهم ميزيستند يا جدا از هم ؟ راجع بسؤال اوّلى عقيدهء محققين اين است ، كه نميتوان تاريخ محققى معين كرد ، ولى موافق موازين علمى زمان جدا شدن آريانها از مردمان هند و اروپائى بايد لااقل در حدود سه هزار سال ق . م باشد . دليل ايننظر از جمله اينكه زمان انشاء كتاب مقدّس هنديها تا 1400 ق . م بالا ميرود و ترديدى نيست ، كه در اين زمان زبان آريانها يكى نبوده ، چه ، اگر ميبود ، اين كتاب به زبان مشترك نوشته ميشد .
براى يافتن زمانى ، كه زبان آريانها يكى بوده موافق موازين زبانشناسى بايد هزار سال عقب رفت . پس آريانها در حدود 2400 سال ق . م زبان مشتركى داشته اند . از طرف ديگر زمانى ، كه آريانها بيك زبان تكلم ميكردهاند ، خيلى طولانى بوده ، زيرا قرنها لازم است تا يكى از لهجههاى زبان اصلى مبدّل به زبان فرعى گردد .
راجع به سؤال دوّم و سوّم ظنّ قوى اين است ، كه آريانهاى هندى و ايرانى اكثرا به طرف آسياى وسطى و غربى رفته ، مدّتها در آنجا زندگانى كردهاند . در باب مساكن آنها بين علماء اختلافنظر بود ، ولى حالا بيشتر به اين عقيدهاند ، كه بين رود آمويه و سيحون ميزيستهاند . راجع بشعبهء سكائى اطّلاعات خيلى كم است ، زيرا آثار ادبى از آنها بدست نيامده . اطّلاعات ما راجع باحوال آنها همان چيزهائى است ، كه از كتيبههاى قديم ما ، نوشتههاى مورّخين يونانى و از حفريّات در قبرهاى آنها استنباط شده و ، چون مربوط به ازمنهء تاريخى است ، در ضمن مطالب راجعه به اين زمانها گفته خواهد شد ، عجالة همينقدر راجع به آنها بايد دانست ، كه اينها
هامش
( 1 ) - راجع بسكاهاى آسياى وسطى نظر باسنادى ، كه در سنوات اخير بدست آمده بعض محقّقين به اين عقيدهاند ، كه اينها از ايرانىهاى شمالى بودهاند ، چه زبان آنها از زبانهاى ايران شمالى است .