تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
بمذهب ايرانيان قديم ميدهد . قسمتهائى را از اين كتاب آثار تاريخى تأييد مىكند ، ولى قسمتهائى هم از نظر يونانى نوشته شده ، يعنى چنان كه يونانىها مذهب مصريها را ميفهميدند . اين كتاب را پلوتارك باسم كاهنهء ربة النوع ( ايزيس ) در معبد دلف واقع در يونان نوشته و خود مؤلف هم در معبد مزبور كاهن بود . بطور كلى پلوتارك از كتب متقدّمين و نيز از منابعى استفاده كرده كه بعض آنها در قرون بعد مفقود شده و از اين حيث هم نوشته‌هاى پلوتارك اهميت دارد . از جمله كتب مفقوده كتاب ( دىنن ) يونانى است ، كه در دربار اردشير دوّم هخامنشى ميزيست ، و چيزهاى زياد راجع بوقايع آن زمان نوشته بود كه بما نرسيده .

آرّيان « 1 »

مورّخ يونانى كه در نيكومدى « 2 » واقع در بىتىنيه ( در آسياى صغير ) تولد يافت و در زمان آدريان امپراطور روم از 130 تا 138 ميلادى سمت قونسولى روم را در كاپاد و كيه‌دارا بود . سپس از كارهاى دولتى كناره كرد و تا زمان ( مارك‌اورل ) امپراطور روم ( 161 - 180 م . ) زنده بود . اين نويسنده تأليفات زياد از خود در فلسفه ، تاريخ ، جغرافيا و فنون سوق الجيشى باقى گذارد ، ولى اكثر نوشته‌هاى او بعدها گم شد . از تأليفات او راجع بتاريخ ، ( آنابازيس ) يا تاريخ سفرهاى جنگى اسكندر است كه گويند موافق منابع صحيحه نوشته ، ولى اين منابع اكنون در دست نيست . در باب درست‌نويسى او عقايد مختلف است و ، چون در جاى خود مضامين نوشته‌هاى او راجع بقشون‌كشى اسكندر بايران مشروحا بيايد ، زيادى است در اينجا راجع به اين مسئله صحبتى بشود . همينقدر اجمالا گوئيم كه آرّيان يونانى متعصبى است و ، با وجود اينكه از پيروان اپيك‌تت « 3 » فيلسوف رواقى بود ، افتخار مىكند كه از ستايش‌كنندگان اسكندر است و به او از طرف خدايان الهام شده تاريخ اين پادشاه را بنويسد . بنابراين تاريخ او خشك است و چيزهائى ، كه باسكندر برميخورده ، بسكوت يا باجمال برگذار شده . كلية از نوشته‌هاى او اين‌نظر حاصل مىشود : آرّيان خواسته از كزنفون تقليد كند ( حتى اسم كتاب خود را هم از او اقتباس كرده ) « 4 » و ، چنان كه كزنفون
هامش
( 1 ) -Arrien ( Flavius Arrianus ) .( 2 ) -Nieomedie .( 3 ) -Epietete .( 4 ) -Anabasis .