ناقص است و چنين به نظر ميآيد كه از هيئت هم بهرهاى نداشته .
باوجود همهء اين معايب كتاب او را بايد خواند ، زيرا اطلاعات گرانبهائى نسبت باخلاق ، عادات و قوانين مقدونيها ميدهد و اين نكته براى تاريخ ايران قديم مهم است . ديگر اينكه ، چون كنت كورث يونانى نبود ، با وجود ستايشى كه براى اسكندر داشت ، مطالب را بازتر نوشته و كارهاى بد اسكندر را كمتر پردهپوشى كرده .
كرنليوس تاسىتوس « 1 »
مورّخ معروف رومى و يكى از نويسندگان اوّل درجهء عالم ، در 50 ميلادى تولد يافت و در زمان ( وسپاسيان ) بامور دولتى اشتغال ورزيد . در زمان تيتوس بدرجهء سناتورى رسيد و بعدها اوضاع روم او را مجبور كرد از كارهاى دولتى كنار گيرد . پس از آن اين مورّخ ساعات فراغت خود را بمطالعه و تاريخنويسى صرف كرد ، پس از چندى ( قونسول ) شد و در زمان تراژان در آسيا سمت ( پروقونسولى ) « 2 » يافت . فوت او در 120 ميلادى روى داد .
تاسىتوس تأليفات زياد دارد و نوشتههاى او از شاهكارهاى ادبى زبان لاطين بشمار ميرود . از كتبى كه در تاريخ نوشته سالنامها خيلى معروف است « 3 » . اين تأليف حاوى 16 كتاب بوده و از آن چهار كتاب اوّلى ، ابتداى كتاب پنجم و قسمتى از كتاب 6 و 11 و 16 تا زمان ما باقى مانده . بعضى عقيده داشتند كه اين تأليف از تاسىتوس نيست ، ولى اين عقيده عارى از مبنا است . سالنامهها او چندان ارتباطى با تاريخ ايران ندارد ، باوجوداين از بعض جاهاى آنكه راجع بروابط روميها با اشكانيان است ميتوان استفاده كرد .
از نوشتههاى تاسىتوس ديده مىشود كه از معنويون است « 4 » و نسبت باوضاع زمان خود بدبين . بنابراين ، چون از ترقى جامعهء روم مأيوس است ، عقيده دارد كه روميها بايد اوضاع قديم را حفظ كنند و سيرهء خودشان را بر صفات روميهاى قديم قرار دهند .
هامش
( 1 ) -Cornelius Tacitus .( 2 ) -Proeonsul .( 3 ) -Annales .( 4 ) -ldealistes .