شهرى در نزديكى سمنگان ، ( بار تولد : تركستان ص 67 ) . پايان كوه سمنگان ، اصطلاح پايان كوه و يا كوه پايان به معنى دامنهء كوه آمده است .
( 191 ) - در اصل : نعى ؟ ؟ ؟ عراب ؟ ؟ ؟ وفات و فعنت ؟ ؟ ؟ . در هر صورت عبارت معلوم نيست .
( 192 ) - در اصل : مد .
( 193 ) - در اصل : در يك چشم ؟ ؟ ؟ حولى :
( 194 ) - يعنى تب پيغامآور مرگ است .
( 195 ) - در اصل : ديو عصر جمعه در سلخ صيام : به حساب ابجد 716 هجرى سال وفات اولجايتو است . در خواندن . . . « وحل » مديون دكتر زرياب خويى هستم .
( 196 ) - در اصل : از سورت حرارت عروحور فترت مرارت اين ماتم .
( 197 ) -
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ
« بيرون مىآيد از اين دو ، لؤلؤ و مرجان » سورهء 55 ( الرحمن ) آيهء 22 .
( 198 ) -
وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ
« و اما آنچه به مردم سود دهد ، پس درنگ مىكند در زمين ، خداوند اينچنين مثل مىزند » سوره 13 ( الرعد ) آيه 17 .
( 199 ) - عبارت رسا نيست . مسبب به معنى دشنامدهنده آمده است .
( 200 ) - در اصل ناخواناست . استاد مينوى عقيده دارند اين بهترين صورتى است كه مىشود اين بيت را خواند « زمانيكه ناچار به برداشتن خاك شدى . پس ، از عظيمترين تل خاك بردار » .
( 201 ) - بخيه بر روى كار افتادن ، كنايه از راز زشتى فاش شدن است .
( 202 ) - در اصل : اذا اراد اللّه تعالى بقوم ضراهما ؟ ؟ ؟ اسابه ، چون خداوند خيرى براى قومى خواهد اسباب آن را فراهم سازد .
( 203 ) - در اصل : دليل گرانى غلات غرب و جنوبات و قحط و غلا باشد .