حواشى و تعليقات
( 1 ) - اصل : اسطقسار .
( 2 ) - وخى ختم ( كذا ؟ ) ، نسخهء مضبوطهء كتابخانهء ملى پاريس و چىچپم آورده ، و مرحوم قزوينى در يادداشتهاى خود بر « مقدمهء تاريخ مغول » اثر ادگار بلوشه ، آن را « جزيرهء مشرق - ژاپن ، تحت اللفظى نقطهء شرق دانسته است . ( نك . يادداشتهاى مرحوم قزوينى به اهتمام دكتر منوچهر مرتضوى ، مجلهء دانشكدهء ادبيات تبريز سال دوازدهم شمارهء سوم ص 299 ) .
( 3 ) - ايراخته به معنى سپاهى سوار ، از نظر قياسى با لشكرها درست ميآيد ، اما استاد مينوى عقيده دارند بايستى اراخنه باشد جمع ارخون كه دستهاى از سران مذهبى بودند و اين كلمه در ادبيات اين دوره و بخصوص جهانگشاى جوينى مكرر آمده است .
( 4 ) -
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
« فرزندان كه برخى از آنان از نسل برخىاند و خداى شنوا و داناست . » سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 34 .
( 5 ) -
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
: « و اما به سبب نعمت پروردگارت پس حديث كن و تبليغ كن » سورهء 93 ( الضحى ) آيهء 11 .
( 6 ) -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« اى آنان كه ايمان آوردهايد فرمان بريد خداوند را و فرمان بريد پيغامبر را ، و صاحبان فرمان و امرا را كه از شما هستند » سورهء 4 ( النساء ) آيهء 59 .
( 7 ) - كذا فى الاصل ، اين عبارت دانسته نشد و شايد منع البسط منايح باشد ، بههرحال روشن نيست و منظور آن هم معلوم نشد .
( 8 ) - « محمد را به گفتهء خود مدح نگفتم ، بلكه گفتار خود را به سبب محمد ستودم . »
( 9 ) - در اصل تماييلق ؟ ؟ ؟ است و ظاهرا بايد صورت غلطى از تماثيل باشد .
( 10 ) - در اصل بياض .
( 11 ) - در اصل آمذه .
( 12 ) -
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً .
سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 27 و 28 « اى نفس آرام گرفته ، برگرد به سوى خدايت ، پسندكننده ، پسند كرده شده . . . »
( 13 ) - به شكل دوره كه به صورت بيشكله هم درين كتاب آمده ولايتى است در مشرق قزوين