هزينه شدن 4 پ 198 پ
هفت ستارهء سياره 201 پ
هلال آسمان كمر زر او آمد و ستارهها نثار عظمت ، و برق كمر شمشير اقبال و رعد آواز چاوشى 25 پ
هلال آسمان نعل سمند 230 ر
هلال بخت ايشان هلال شب شك است كه از آن نااميد شوند 220 پ
هلال بود كه بدر كامل شد 106 ر
هلال دستور نجن آمدن 2 پ
هلال دولت طوق كميت او 199 پ
هلال را بدانكه دوتا باشد عيبى نباشد 44 ر
هلال عيد 154 پ
هلال كار كسى بدر شدن 26 پ
هلال نو 42 پ
همچون آبگينه كه هوا را در همه چيزها تاثير نقصان باشد 220 پ
همچون آتشزنه بود كه در زند افتاد و نسوخت 142 ر
همچنانكه زر دستبهدست مىرود ، شعر او زبانبهزبان مىرود 197 ر
همچون خيرى كه اول آن را بر غربال ببرند آنگه دور افگنند 180 ر
همچون زرى كه از دم كارى آهنين بجهد 103 پ
همچون ستنبه آمد شدى داشتن 189 پ
همچون مار كه در دندان او زهر باشد ، و در گوشت او ترياك 136 ر
همدستارداران را اسم عزل برافگنند 127 ر
همسايه را به گناه همسايه گرفتن 6 ر
همگنان 210 پ
هملحاف و هم مضربه 74 پ
همنفس بودن 76 پ
هماى دولت بر سر كسى پر باز كردن 9 ر
همه بادى خوش نباشد 72 پ
همت بر چيزى مقصور بودن 176 ر
همج رعاع 90 ر
هنات به مصافات راه يافت 79 پ
هنجار صولت كار 97 ر
هنجاركار 61 ر
هنگامهء جهان 52 ر
هنگامهء جور 80 ر
هنوز هلال بود كه در محاق افتاد 129 پ
هوا وقتى گرم است و وقتى سرد 58 پ
هواجس حماقت 155 پ
هوام و حشرات 62 پ
هوام و حشرات فتنه را در جنبش آوردن 160 پ
هيبت چرخ گردون 25 پ
هيبت صليل شمشير خونخوار 132 پ
هيچ باد ، غبار او نمىشكافت 65 پ
هيچچيز از خرده عيبى خالى نيست 166 ر
هيچچيز دافع مرگ نيست 186 ر
هيچ خرمى نيست كه پس از آن دژمى نباشد 113 پ
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٤١١