منزل او مىرفت . آخر در حوالى دولتخانه منزلى براى او مرتب گردانيد . و اكثر اوقاتش مصروف صحبت آن پسر مىشد .
و آنچه در اين سال در سواد اعظم هندوستان روى نمود آنكه در غرّهء صفر اين سال ( شهنشاه گيتىستان ) « 1 » از سفر اجمير به دار الخلافه مراجعت فرمود و عرايض خان جهان از بنگاله به اين مضمون به درگاه رسيد كه « بعد از فتح كرهى ، داوود افغان را با جمعيت تمام با خود جمع كرده تا ده كروهى كرهى رسيد و آن زمين را كه يك طرف به كوه و يك طرف به درياى گنگ متصل است ، محكم كرده خندق زد و سپاه منصور به مقابل مخالفان رفته و فرود آمدند و هرروز بازار گرم جنگ گرم است . »
آن حضرت همان لحظه حكم كرد كه فرمان به مظفر خان كه در آن وقت حاكم پتنه و بهار بود فرستادند كه با مجموع لشكرهاى آن حدود بىتوقف به مدد خان جهان روان شود . و مانسنگ و آصف خان با لشكرى كه به دفع رانا تعيين يافته بود تا حدود كوكنده بىتوقف رفتند « 2 » و رانا را از تمام هندوان و زمينداران نواحى به كمك طلبيد . و لشكرى به غايت استعداد جمع آورد و به عزيمت جنگ هديه كاتى بلدى از توابع كوكنده آوردند . و طرفين صفآرايى كرده هرفوجى به سردارى سپرده شد و جنگى در كمال صعوبت واقع شد . و كار از تير و سنان به دست و گريبان رسيده خلقى كثير به قتل آمدند . و زياده بر پانصد سوار نامدار در ميدان از پاى درآمده و زمان مقابله هردو لشكريان هشت روز كشيد . و در اينقدر وقت از طرفين جنگى به اين صعوبت در اين نزديكى كم نشان مىدهند .
و از سرداران كفار راجه رامسات گواليارى و پسرانش جمله به قتل رسيدند . و رانا به نفس خود چندان كوشش كرد كه سه زخم نيزه و تير يافت . و آخر الأمر نسيم فتح و ظفر بر پرچم علم لشكر ظفر اثر وزيده رانا منهزم شد و به هزار حيله از آن مهلكه بيرون رفت . و از لشكر منصور يكصد و پنجاه كس در جاى جنگ به سعادت شهادت رسيدند . و مقتولان جايى كه نخست هر دو لشكر به يكديگر رسيده بودند ، نزديك به هزار كس بود . و مانسنگ و آصف خان و ساير امرا به مراسم شكرگزارى قيام و اقدام نموده ، عرضه داشت مشتمل بر خبر فتح به درگاه فرستادند و به كوكنده درآمده هريك در منازل يكى از راجپوتان نزول نمودند . و رانا مخذول و منكوب به كوهستان دوردست گريخت .
و در اين ايام عرضه داشت خان جهان از آن محل رسيد . مضمونش آنكه « چهار پنج ماه
هامش
( 1 ) . م : ( اكبر شاه ) .
( 2 ) . نسخهء « م » در همينجا خاتمه مىيابد .