تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5929

مساهمون:

ص٥٩٢٩
شد و مظفر خان از بهار نيامد و در لشكر ظفر اثر گرانى شده و مطعومات ناياب است . و لشكريان به خرجى نيز حاجت پيدا كرده‌اند . » آن حضرت حكم فرمود كه پنج لك روپيه به مدد خرج آن لشكر روان ساختند . و به نام عمال پرگناتى كه بر كنار آب گنگ و درياى سرو واقع است ، فرامين رفت كه حسب المقدور غله به لشكر رسانند . و سيد عبد اللّه خان را به ايلغار نزد خان جهان فرستادند كه خبر رسيدن زر و غله به لشكريان رساند و عرضه داشت مانسنگ و آصف خان را كه مشتمل بر خبر فتح ولايت رانا بود ، مصحوب سيد عبد اللّه خان به خان جهان فرستادند كه سبب خوشحالى و تحريك او بر جنگ گردد . وقت رخصت سيد عبد اللّه خان بر زبان الهام بيان گذشت كه « خبر فتح ولايت كانگا را به آنجا برده خبر فتح ولايت بنگاله به اينجا خواهى آورد . » و همچنان شد . و بعد از رفتن سيد عبد اللّه خان ، ديگرباره خبر رسيد كه « چون مظفر خان عازم بنگاله شد ، موهى نام زميندارى كه در حوالى پتنه و بهار است ، در مقام عصيان درآمده است . » تا آنكه به وقتى كه موكب منصور به تسخير قلعهء پيشتر متوجه بود ، به ملازمت آمده خدمات پسنديده به جاى آورده بود و نوازش بسيار يافته . و فرحت خان و فرهنگ خان ، پسرش و قراطاق خان كه جاگيردار آن حدود بودند ، با كنجر جنگ بىصرفه كرده كشته شدند . و در آن صوبه فتنه بلند شد . « 1 »
هامش
( 1 ) . همه نسخ دستنويسى كه در مقابله و تصحيح اين اثر مورد استفاده قرار گرفتند و يا رؤيت شدند و به دليلى شايستهء استفاده نبودند ، به همين صورت ، ناقص و ناتمام به پايان رسيدند .