تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5885

مساهمون:

ص٥٨٨٥
گريزانيدند . و خان اعظم در نواحى احمدنگر چند مرتبه افواج را به جنگ اختيار الملك فرستاد . و از طرفين ظفر و هزيمت واقع نشد . و روزبه‌روز گجراتيان نزد اختيار الملك مىرفتند و او قوت مىگرفت . و محمد حسين ميرزا به او ملحق شد . و بعد از اجتماع خلايق فراوان به عزيمت آنكه احمدآباد را به تصرف درآورند ، قرار دادند كه شبى به ايلغار به جانب احمدآباد روان شوند . و تا خبر شدن خان اعظم و تعاقب به شهر درآيند . يكى از ايشان اين خبر را به خان اعظم رسانيد . و خان اعظم همان لحظه متوجه احمدآباد شد . و قطب الدين خان را از جاگيرش طلب نمود . و بعد از مشورت به واسطهء بىاعتمادى نوكران متفرقه خاطر خان اعظم بر تحصن قرار گرفت ؛ چه ، مخالفان را ديگر كمكى و مددى از جايى نمىرسيد . و عرايض به درگاه عرش اشتباه به طلب مدد و كمك رفته بود و گجراتيان به پاى حصار احمدآباد آمده شهر را در ميان گرفتند . و هرروز از طرفين جمعى به ميدان آمده دادمردى و مردانگى مىدادند . و در يكى از معارك فاضل محمد خان ، پسر خان كلان بعد از كوشش بسيار به درجهء شهادت رسيد . و خان اعظم عرايض پىدرپى به درگاه فرستاده از سوانح حالات اعلام مىنمود . و چون آن حضرت از جرئت مخالفان مطلع شد ، با آنكه در آن نزديكى از يورش گجرات مراجعت شده بود و هنوز اسبان لشكريان آسوده نشده بودند ، ديگرباره عزيمت سفر گجرات فرمودند [ 724 الف ] و لشكريان را به انعام اسب و زر بسيار مرفه الحال گردانيد و شجاعت خان را با جمعى از امرا به همراهى پيشخانه به تعجيل روانه فرمود . و ديوانيان حسب الحكم به سرانجام مهام عساكر منصور قيام نموده ، هرروز جمعى را به جانب گجرات روان مىكردند . و آن حضرت بعد از آنكه حسينقلى خان ، حاكم لاهور و سعيد خان ، حاكم ملتان را به محال حكومت ايشان فرستاد و خاطر از سرانجام مهمات صوب پنجاب جمع فرمود ، در روز يكشنبه بيست و چهارم ربيع الآخر سنهء نهصد و هشتاد و يك « 1 » پاى مبارك در ركاب سعادت درآورده به ايلغار عازم گجرات شد . و چون گجرات از آگره و فتح‌پور به غايت دور است و طى آن مسافت هرچند به ايلغار باشد به مدتى مديد ممكن است و بقاى مخالفان آن‌قدر زمان پسنديده و حميّت پادشاهانه نبود ، آن حضرت به نفس نفيس بر جمازه سوار شد ، و هركس از امرا كه در ركاب ظفر انتساب بودند بر جمازه‌ها سوار شده « 2 » روان شدند . و چون در هيچ منزل چندان توقف واقع نشد ، شب و روز قطع مسافت نموده به
هامش
( 1 ) . م : سنهء احدى و ثمانين و تسعمائه . ( 2 ) . م : بر جمازه‌ها آمده .