ذكر وقايع سنهء هشتصد و سى و چهار از هجرت [ موافق سال هشتصد و بيست و چهارم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »
در هشتم محرم اين سال ميرزا شاهرخ مظفر و منصور به هرات درآمد و چون خبر رسيد كه اوزبكان قصد خوارزم نمودند ، امير ابراهيم ، ولد امير شاه ملك طاقت نياورده فرار نمود و خواجه اصيل [ الدّين ] وزير كه قلعهگى شده به قتل آمده بود و خوارزم به تاراج رفت ، آن حضرت جمعى كثير از امرا را به دفع اوزبكان تعيين نموده و ايشان به خوارزم رفته ، آن جماعت را تأديب بر اصل نمودند و مجموع اسباب و اموال ايشان را به دست آورده ، سنگ تفرقه در ميان ايشان انداختند .
و قيصر روم را در اين سال واهب منّان فرزندى سعادتمند كرامت فرمود و به سلطان محمود موسوم شد .
و در اين سال قراعثمان چون پسرش به دست مصريان گرفتار شده بود به انتقام متوجه بلاد حلب و شام شد و نواحى ملطيه را تاراج كرد . و چون اين خبر به سلطان رسيد ، لشكرى به كمك حكام شام و حلب تعيين نمود و لشكر را به مدد خرج تقويت نمود . و چون قراعثمان به ولايت خود مراجعت كرد از حكام شام عرايض رسيد و سلطان لشكر مصر را كه در منزل رفته بودند بازطلبيد . و چون آنچه به ايشان داده بود ، استرداد نمود و لشكريان اكثر آنچه گرفته بودند صرف ما يحتاج خود نموده بودند و اين معنى بر ايشان به غايت صعب بود ، در حق سلطان سخنان بسيار بر زبان آوردند .
هامش
( 1 ) . ق . هشتصد و چهل و چهارم .
( 2 ) . م : حاشيه 843 ؛ ش : حاشيه 844 .