تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5707

مساهمون:

ص٥٧٠٧

ذكر وقايع سنهء نهصد و پنجاه و پنج هجرى [ موافق سال نهصد و چهل و پنجم « 1 » از رحلت خير البشر ]

آنچه در اين سال در ايران سانح شده اين است كه چون القاص ميرزا ، برادر شاه طهماسب به اسلامبول نزد خواندگار رفت ، « 2 » و حاكم روم كه بهانه طلب بود به امداد او عزيمت تسخير ايران نمود ، در ييلاقات آذربايجان خبر قرب وصول لشكر روم به شاه رسيد . قزلباشان صلاح در جنگ ندانستند ؛ چه ، لشكرهاى عراق و فارس و كرمان هنوز جمع نشده بودند ، و لشكر روم در نهايت قوّت بود . لاجرم قرار يافت كه چون روميان به آذربايجان درآيند لشكر قزلباش به ارجيس « 3 » و اخلاط و ارزن الرّوم رفته بدانچه مقدور باشد مراسم قتل و غارت به جاى آورند . و به موجب قرارداد چون خواندگار به تبريز درآمد ، قزلباشان متوجه ولايات مذكور گشتند و روميان خبر يافته معاودت نمود . و قزلباشان در ارزن الرّوم و آن نواحى ويرانى بسيار كرده به آذربايجان معاودت كردند . و القاص ميرزا با جمعى از روميان از راه بغداد در اين ايام به همدان رفت . و اروق بهرام ميرزا و چراغ سلطان كه در همدان بود ، به تاراج رفت . و از آنجا متوجه كاشان و اصفهان شد ؛ چه ، تمامت اروق قزلباشان در اصفهان بود . كاشان را به تصرف درآورده به پاى حصار اصفهان رفت .
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و شصت و پنجم . ( 2 ) . سلطان سليمان به جهت تحبيب القاص ميرزا ، كيسه‌هاى پر از مسكوكات طلا و نقره و انواع شال‌هاى كشميرى و پارچه‌هاى گران‌بها و اسبان اصيل راهوار و چندين قطار استر و اشتر و تعداد كثيرى غلام و كنيز سفيد و سياه داد . علاوه بر اين سلطان خرّم حرم سلطان سليمان نيز هدايايى به القاص ميرزا فرستاد منجمله چند پيراهن اعلا كه به دست خود بافته بود . ( 3 ) . م : اخسقه .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5707 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى