تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5689

مساهمون:

ص٥٦٨٩

ذكر وقايع سنهء نهصد و پنجاه و دو هجرى [ موافق سال نهصد و چهل و دوم « 1 » از رحلت خير البشر ]

پادشاه ايران در بهار اين سال به طواف امامزاده عبد العظيم به رى رفت و به قزوين مراجعت نمود . و خبر عصيان القاص ميرزا در شيروان در اواخر اين سال به تحقيق پيوست . و در اين سال شير خان ، حاكم اكثر معمورهء هندوستان فوت شد . پدر شير خان كه ميان حسن نام داشت ، در ابتداى حال به وقت سكندر افغان ، نوكر حاكم جونپور ، جمال خان لودى بود و به غايت مجهول و بىاعتبار بود . « 2 » و شير خان كه نام او شيخ فريد است ، بعد از فوت پدر نوكر جمال خان شد و دو موضع به جاگير او مقرر شد . و چندگاه اوقاتش بر اين منوال گذران بود . تا آنكه حضرت فردوس مكانى هندوستان را مسخر ساخت و حكومت جونپور را به جنيد برلاس مقرر گشت . و شيخ فريد « 3 » وقتى كه افغانان نوكر مىشدند نوكر شده همان دو موضع به احكام او
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و شصت و دو . ( 2 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 358 ) : « حسن [ پدر فريد مخاطب به شير خان ] ملازم جمال خان نام اميرى از امراى سكندر شده پرگنه [ - ولايت ] سهسرام و خواص‌پور از توابع قلعهء رهتاس شرقى جاگير يافت و پانصد سوار تابعين او بودند . » ( 3 ) . احتمالا جا گرفتن لفظ « شيخ » در اول اسم شير خان مربوط مىشود به درجهء فضل و دانشى كه وى در دوران جوانى نايل به كسب آنها شده بود . بدائونى در تاريخ خود مىنويسد « . . . چندگاه در جونپور به تحصيل علوم و كسب كمالات مىگذرانيد ، تا آنكه كافية را با حواشى و ديگر مختصرات خواند و از كتب سواد گلستان ، بوستان ، سكندرنامه ، و غير آن نيز استحضار گرفت و پيرامن خوانق و مدارس گشته در صحبت علما و مشايخ كبار آن ديار به تهذيب اخلاق مشغول بود . » - تاريخ بدائونى ، ج 1 ، ص 357 .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5689 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى