تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5589

مساهمون:

ص٥٥٨٩
و چون سپاهيان هندوستان را معلوم شد كه آن حضرت در آگره توقف نمود ، شروع در آمدن به ملازمت كردند . نخست شيخ كورن « 1 » آمد و دو سه هزار كس از سپاهيان ميان دو آب را به ملازمت آورد . و عليخان نيز از ميوات به تقريب پسرش - كه گرفتار شده بودند - آمد و رعايت يافت . فيروز خان و شيخ با يزيد و محمود خان نوحانى « 2 » و قاضى جيا « 3 » به درگاه آمده زياده بر آرزوى خود مرحمت يافتند . به فيروز خان يك كرور و كسرى از جونپور عنايت شد . و محمدى كوكلتاش به سنبل به ايلغار رفت ؛ چه خبر رسيد كه . . . « 4 » قاسم سنبلى را محاصره نموده است . و محمدى با جمعى كه با او همراه بودند به ايلغار از آب جون عبور نموده و طاقت جنگ مقدمهء اين لشكر نياورده ، در حملهء اول فرار نمود . و قاسم سنبلى از قلعه بيرون آمده محمدى را ملازمت كرد و خواهى نخواهى قلعه را به او سپرد . و حضرت همايون ميرزا با جمعى كثير از امراى افغانان كه از قنوج گذشته در جاجمو نزول نموده بودند ، متوجه شده و مخالفان طاقت جنگ نياورده فرار نمودند و جاجمو محل نزول لشكر منصور شد . و فتح خان سروانى آمده شاهزاده را ملازمت كرد . و عبيد اللّه خان در اين سال از بخارا متوجه مرو شد و قلعهء مرو را كه از سپاهى خالى بود ، به تصرف درآورد ، و بند مرو را در پنجاه روز بسته بر سر سرخس رفت . و قزلباشان حصارى شدند . و رعيت با اوزبك اتفاق نموده قلعه را به ايشان دادند . و مجموع قزلباشان كه در قلعه بودند ، به قتل رسيدند . و بعد از فتح سرخس ، متوجه طوس و مشهد مقدس شد . و مشهديان به استقبال آمده خلاص شدند . و طوس هشت ماه محصور بود . و بعد از تسخير مردانش تمام كشته شدند و زنان اسير گشتند . و در اين سال سلطان مظفر ، حاكم گجرات بىحضور شد . و ايام بىحضورى امتداد يافت . و ميان سكندر خان و پسرش لطيف خان مخالفت پديد آمد . جمعى طرف اين و بعضى جانب او گرفتند . و لطيف خان طاقت نياورده به اقطاع خود رفت . و سلطان مظفر دانست كه اجل نزديك رسيد . و سكندر خان را ولىعهد گردانيده و او را به رعايت خاطر برادران سفارش كرد و روز جمعه دويم جمادى الآخر سنهء نهصد و سى و دو داعى حق را لبيك اجابت گفت . و عماد الملك و ديگر امرا بعد از فراغ از
هامش
( 1 ) . اكبرنامه : شيخ گهورن . ( 2 ) . اكبرنامه : لوحانى . ( 3 ) . م : قاضى جبا . ( 4 ) . يك كلمه ناخوانا است .