تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5547

مساهمون:

ص٥٥٤٧

ذكر وقايع سنهء نهصد و بيست و چهار هجرى [ موافق سال نهصد و چهاردهم از رحلت خير البشر ] « 1 »

در اين سال قاسم خان ، حاكم دشت قپچاق به اجل طبيعى درگذشت و پسرش ، قماش خان بر ايل والوس حاكم شد . و سلطان مظفر ، حاكم گجرات به اتفاق سلطان محمود ، پادشاه مالوه در ابتداى اين سال قلعهء مالوه را به جنگ گرفتند . و كيفيت فتح قلعه اين است كه سه چهار روز پىدرپى جنگ بر قلعه انداختند و از طرفين خلقى كثير به قتل آمد . و شب پنجم جمعى را به پاى قلعه فرستادند . و ايشان اهل قلعه را در خواب يافته به نردبان بر بالاى فصيل برآمدند و به دروازهء كوكى رفته ، محافظان دروازه را به قتل آوردند و لشكر بسيار به قلعه درآمد . و هندوان وقتى خبردار شدند كه اختيار از دست رفته بود ، لاجرم به رسم خود زنان و فرزندان خود را جوهر كردند . يعنى سوختند . و بر جنگ ايستادند . و سلطان مظفر بر قلعه درآمده نوزده هزار كس از هندوان را به قتل آورد و قلعهء مالوه به تصرف او درآمد و از روى مروت همان روز سلطان محمود را طلبيده به او گفت كه « غرض از اين همه مشقت آن بود كه تو را به حكومت رسانم . اكنون سلطنت مالوه به دستور سابق به تو متعلّق است . » و همان لحظه كوچ كرده از قلعه بيرون رفت و متوجه جنگ راناسانكا ، حاكم چيتور شد . و حاكم چيتور و راىميدنى و راچين از تسخير قلعه خبر يافتند طاقت مقاومت نياورده به جانب چيتور مراجعت نمودند . و عادل خان كه به ايشان نزديك رسيده بود ، حقيقت را اعلام نمود . و چون هوا به غايت
هامش
( 1 ) . ق : 924 .