تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5136

مساهمون:

ص٥١٣٦
سرانجام مهمات مشغول شد . و جانى بيگ و يشبك را به قلعهء اسكندريه فرستاد و برسباى به كمال استقلال رسيد . و در هيجدهم ذيحجّه خبر رسيد كه امير تغرى بردى ، نايب حلب ياغى شده ؛ چه ، بعد از آنكه خبر عزل او تعيين تنبك به او رسيده بود در وقت ططر جميع امراى حلب را - كه از ايشان بدگمان بود - به ضيافت طلبيده ، گرفت و جمعى كثير از تركمانان و اعراب را بر خود جمع آورد . برسباى در باب مهم او با امرا مشورت كرد . رأى همه بر آن قرار گرفت كه تنبك را به جنگ او با لشكرى تعيين نمايند . و بر سباى غلامان را كه به جهت گرفتن علوفه در شهر آمده بودند ، آنچه مقدورش بود از زر و اقمشه تسلى داد . و در اين سال خضر خان ، حاكم دهلى در هفدهم جمادى الأول به اجل طبيعى درگذشت . او حاكمى عادل عاقل كريم بود . بعد از سه روز مباركخان پسرش به جاى او نشست و به او خبر رسيد كه جسرت [ كهوكربن ] « 1 » شيخا كهوكر - كه سلطان على ، پادشاه كشمير را به وقت آنكه به تته آمده بود شكست داد و تمام اموال و اسباب او را به دست آورد و او را دستگير كرده بدين جهت مغرور شده [ بود ] - عزيمت تسخير دهلى دارد و طوغان دبيس نيز با او رفيق شده و تا جالندر « 2 » آمده زيركخان را محاصره كرد و زيركخان ، حاكم جالندر را بازى داده از قلعه بيرون آورد و گرفت « 3 » و متوجه سهرند شده سلطانشاه لودى را در قلعهء سهرند محاصره كرد . و مباركشاه در عين بشكال متوجه [ 565 ب ] سهرند شد و چون به سامانه رسيد جسرت از پاى حصار برخاسته به لودهانه « 4 » رفت و زيركخان را گذاشت . و مباركشاه متوجه لودهانه گشت . جسرت از آب متلد « 5 » گذشته در برابر لشكر مباركشاه فرود آمد و كشتىها به دست او بود و به واسطهء طغيان از آب گذشتن ممكن نبود . چهل روز از هر دو طرف در كنار آب توقف واقع شد و بعد از طلوع سهيل و نقصان آب به تاريخ يازده شوال مباركشاه گذر پيدا كرده جمعى را از بالاى آب گذرانيد و خود نيز گذرى ديگر پيدا كرده گذشت و جسرت طاقت نياورده بىجنگ بگريخت و جميع اسباب او به دست لشكريان مباركشاه افتاد . و او به جانب جالندر رفته از آنجا نيز بگريخت و مباركشاه تعاقب نموده از آب بياه و راوى بگذشت و جسرت از آب چهناو گذشته به تلهر به ميان كوه درآمد . « 6 » و راى بهليم « 7 » ،
هامش
( 1 ) . افزوده از منتخب التواريخ . ( 2 ) . منتخب التواريخ : جالندهر . ( 3 ) . منتخب التواريخ : « جسرت كنار آب سرستى فرود آمد و سخن صلح و صلاح در ميان شد و به غدر زيركخان را مقيد ساخت . » ( 4 ) . منتخب التواريخ : لدهيانه . ( 5 ) . منتخب التواريخ : آب لدهيانه . ( 6 ) . ق : جسرت از آب جناب حالها ولد شبه يمان كوه درآمد . ( 7 ) . منتخب التواريخ : راى بهيم .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5136 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى