ذكر وقايع سنهء هشتصد و شصت و هشت هجرى [ موافق سال هشتصد و پنجاه و هشتم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در روز جمعه نهم محرم اين سال ميرزا محمد جوكى از قلعهء شاهرخيه به ملازمت سلطان [ ابو ] سعيد آمد . و آن حضرت او را در كنار گرفته نزديك خود بنشاند . و چند روز به جهت انتظام آن مملكت در شاهرخيه توقف نمود . و چون خاطر از اطراف بالكليه جمع فرمود ، متوجه سمرقند شد و مهمات آنجا را به موجب دلخواه سرانجام نموده كوچبركوچ به خراسان آمد و ميرزا محمد جوكى را در حصار اختيار الدين به زندانى كه شكل منار ساخته بودند ، محبوس گردانيد .
و در اين اوقات يونس خان كه به حسن اهتمام سلطان ابو سعيد تختگاه آبا و اجداد خود را به تصرف درآورده بود ، از تاب آفتاب حوادث ديگر باره پناه به سايهء دولت آن حضرت آورد ؛ آن حضرت به نفس نفيس او را استقبال نموده نهايت اعزاز و احترام به جاى آورد . و بعد از طوىهاى پادشاهانه بار ديگر اسباب سلطنت او را مهيا داشته با چند تومان لشكر به ولايت خود فرستاد . و سلطان ابو سعيد به واسطهء آنكه طاعونى در هرات بود ، به ييلاق بادغيس رفت .
و در ولايت ماوراء النهر خصوصا « 2 » سمرقند در اين سال طاعونى عظيم بود و بسيارى از مردم آن مملكت هلاك شدند . و ميان وزراى سلطان ابو سعيد در اين اوقات منازعه شد و
هامش
( 1 ) . در نسخ بياض است .
( 2 ) . ش : سيّما .