تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5259

مساهمون:

ص٥٢٥٩
انديشه خلاص شدند . و ميرزا عبد اللطيف به وقت مراجعت « 1 » بيمار شد و در نيشابور مرض اشتداد كرد . و جماعتى كه هميشه ميل فتنه داشتند به ميرزا الغ بيگ خاطرنشان كردند كه « ميرزا عبد اللطيف بهانهء بيمارى مىكند . اصلا بيمارى ندارد . » بنابرآن ، ميرزا الغ بيگ جمعى از امرا را فرستاد كه او را در محفه به اردو رسانيدند . ميرزا الغ بيگ چون احوال او را مشاهده كرد ، كذب مفتريان ظاهر شده طبيبان را به علاج شاهزاده امر نمود و نويد سلطنت خراسان به فرزند ارجمند داد . و اميرزاده يارعلى و ابو سعيد كه در قلعهء نره‌تو در حبس بودند ، به حيله خود را خلاص كرده بىخبر تيغ در محافظان قلعه نهادند و جمعى را به قتل آورده و جمعى را امان دادند و قلعه را متصرف شده ، زر بسيار به دست آوردند . و امير ابو سعيد را اميرزاده رخصت كرده از قلعه بيرون فرستاد و خود دست به احسان گشوده گروهى انبوه جمع كرده و متوجه هرات گشت . و امير بايزيد پروانچى - كه حاكم هرى بود - حكم كرد كه « هر كس در شهر اسب دارد به جنگ اميرزاده يارعلى بيرون آيد . » و مردم به موجب فرموده عمل كردند . و اميرزاده يارعلى در نواحى كروخ « 2 » بر ايشان تاخت و به يك حمله جمعيت ايشان را متفرق گردانيد . اسباب ايشان را متصرف شد و به ظاهر شهر آمد . و از هرطرف مردم نزد او جمع شدند و آغاز محاصرهء هرات كردند . و هفده روز ايام محاصره امتداد يافت و مردم شهر بدانچه ممكن بود محافظت شهر نمودند و هرمرتبه كه بيرونيان جنگ پيش مىآوردند ، به زخم تير ايشان را برمىگردانيدند . و گوش اميرزاده يارعلى را قدراندازى « 3 » هدف تير ساخت . و ميرزا الغ بيگ معاودت نموده نزديك رسيد و مردم يارعلى متفرق شدند و او به جانب نره‌تو رفت و ميرزا الغ بيگ به شهر درآمد . و بايزيد داروغه از بيرونيان شهر شكايت كرد و حكم تاراج ايشان شد و بيرون هرات به غارت رفت . و بعد از سه روز گناه هرويان « 4 » بخشيده شد . و ميرزا عبد اللطيف يك ماه در مشهد بود . چون خبر رسيدن ميرزا بابر رسيد ، به هرات آمد و حكومت هرات يافت . و ميرزا الغ بيگ [ 589 ب ] به ماوراء النهر معاودت نموده ارباب صنايع را همراه برد ، و نعش ميرزا شاهرخ را نيز نقل كرد . و ميرزا ابو القاسم بابر بعد از معاودت ميرزا الغ بيگ متوجه خراسان شد و به مشهد آمد . و امير هندوكه - كه سردارى صاحب وجود بود - با جمعى از مردم كارديده به جانب مرو كه محل عبور لشكر ميرزا الغ بيگ بود ، فرستاد ، و جمعى را به جانب هرات تعيين نمود . و امير
هامش
( 1 ) . ش : در مراجعت . ( 2 ) . ق : كرخ ؛ م : كوچ ؛ ش : كوچ . اصلاح از جغرافياى حافظ ابرو . ( 3 ) . ش : قلّه‌اندازى . ( 4 ) . م ، ش : ايشان .