تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
ما رشك گلشن نمود همواره خاطر خورشيد اشرف شاهنشاهى بآرايش بلاد و عباد متعلق است و رأى پادشاهى را در رعايت و ولايت توجه مطلق برشتهء همت ملوكانه برانداخته‌ايم كه سايهء رحمت بر كافهء عباد بگسترانيم و عامهء انام را به نعمت رفاهيت بپرورانيم تا ملك از مشمول عاطفت آراسته‌تر از گلشن گردد و ديدهء انام بفروغ معدلت خديوانه روشن شود و وضيع و شريف رعيت را دعاگوئى بقاى اين دولت و استدامت اين شوكت ورد زبان آيد از جمله از قراريكه بعرض مقيمان عتبهء خلافت كبرى رسيد بواسطهء مالياتى كه بدكاكين خبازى دار المرز رشت از ديوان اعلى جمع است اهالى آنجا از پختن نان در خانه‌هاى خود ممنوعند و از اين رهگذر از سكنه و عابرين از غريب و بومى به علت قلت نان از كثرت عسرت تنگى واقع مىشود محض مرحمت شاهانه از هذه السنهء لوى ئيل و ما بعدها براى حصول دعاى دولت و توسعهء معيشت اهالى از قرار همين فرمان هميون و توقيع ماليات ديوانى دكاكين خبازى دار المرز رشت را به تخفيف ابدى مقرر و صنف مزبور را از تكاليف ديوانى معاف و مسلم فرموديم كه از اين به بعد هركس بخواهد دكان خبازى در هرجا بگشايد و نان در خانه‌هاى خود پخته در بازار بفروشد احدى قادر بر اذيت و آزار آنها نبوده باشد مقرر آنكه سلاطين خجسته آئين دولت عليه و اخلاف و اعقاب خلافت عظمى از قرار همين فرمان قضا جريان معمول داشته ابد الدهر دينارى و حبهء ماليات و عوارض و صادر به خبازان بلدهء رشت وارد نياورند و خلاف آن را مخالف رضاى خدا شمارند مقرر آنكه عاليجاهان رفيع جايگاهان حكام و مباشرين حال و استقبال گيلان حسب المقرر معمول داشته هرساله بخرج مجرى دانند الحمد للّه كه تمام اين سنگ بسعى سلالت السادات العظام آقا مير ابو طالب تاجر رشتى در قزوين خلد آئين انجام گرفته - كتبه ملك محمد قزوينى فى شهر شعبان 1272 .