هزارهء سوبداى بهادر : از قوم اوريانگقت بود . چون او نماند ، پسرش كوكچو به جاى او قرار گرفت .
هزارهء دوقولقو چربى : از قوم ارولات بوده ، برادر بورچىنويان ، و معنى دوقولقو آن است كه سخن بسيار مكرّر كند ، و چربى يعنى راستدل و پاكاندرون . و ياياس تورقاقون از امراى قاآن از نسل او بود .
هزارهء اوداجى : از قوم هويين اوريانگقت بود ، و آن قوم و فرزندان اين اوداجى با هزاره به هم ، ياسا و يوسون غروق بزرگ ، كه به موضع بورقان قالدون است ، نگاه مىداشتهاند و به واسطهء ايشان در آنجا مطلقا فتنه و فساد ظاهر نمىشد .
هزارهء بيلگوتاىنويان : كه برادر چنگيز بوده .
هزارهء چوگو كورگان : از قوم قنقرات بوده ، پسر آلچىنويان ، و تومالون خاتون « 1 » دختر چنگيز را داشت ، و اين چهار هزار نفر از لشكر قنقرات جدا كرده و به وى داده او را به جانب تبّت فرستاده و با ياؤداى يعنى ملك عراق ، كه اينجا مقدّم قورچيان بود از آنجا آمده بود ، و چون ( آن لشكر قديم از آن او بوده ، امراى هزاره به خود تعيين مىكرده است . ) « 2 »
هزارهء اوكارقلجا و قودوس قلجا : « 3 » از قوم بارين بودهاند و هردو برادران يكديگرند .
هزارهء اوگلى چربى : از قوم سونيت بوده .
هزارهء طايسون : از قوم جلاير بوده ، برادر موقلى گويانگ و با يك خويش ديگر ، كه نام او معلوم نشد ، ايشان را دو هزار دانستهاند .
هزارهء تمودورنويان : از قوم سونيت بوده و قورچى چنگيز خان ؛ و پسرى بلندبالا داشته كه ملازم منكوقاآن « 4 » بوده ، مبارك قورچى نام ، [ و به طيب آينه ] منسوب . و از فرزندان او سوبتاى نويان و پسرش امكچين بوقداى اقتاچى « 5 » بودند .
هزارهء قوشاقول [ و ] جوسوق : « 6 » از قوم جاجيرات بودهاند از شعبهء نيرؤن و برادران يكديگر .
وقتى كه [ ولايت ] ختاى و جورچه فتح شد چنگيز خان فرمود تا از ايشان از هر ده مغول ، دو نفر بيرون كردند . چون ايشان را ترقاقان جلد يافت ، سه هزار نفر به ايشان داده ايشان را به سرحدّ فرستاد ، و ايشان آن سرحدّ را چنانچه مىبايست محافظت نمودند . و معنى قوشاقول آن است كه از هرده ، دو به ايشان دادهاند .
هزارهء مونكاقلجا : « 7 » از قوم منگقوت بوده ، پسر قويلدار ساچان .
هامش
( 1 ) . متن : بويانون خانون .
( 2 ) . متن : ( قديما از آن او بود و چون لشكر امراى هزاره به خود تعيين مىكرده ) .
( 3 ) . متن : قودوس قلجار .
( 4 ) . متن : چنگيز خان .
( 5 ) . متن : اوكجين و بوعدى افتاچى .
( 6 ) . متن : سوق .
( 7 ) . متن : مولكاقلجا .