اويرات بر قاعده بر وى مقرّر داشتند . و امراى هزاره كسانى بودند كه او و بعد از او فرزندان او كه اندهقوده بودند دانستند .
هزارهء باريتى « 1 » [ 244 ب ] قورچىنويان : از قوم بارين « 2 » بوده و خويش منكقل بوركان . و ايشان ده هزار بودهاند و به تومانى مشهور . و اسامى امراى هزارههاى ايشان نيز معلوم نيست ؛ چه ، اكثر لشكرها در قديم از قوم ايشان بودهاند ، و همچنان بر قاعدهء مقرّر ايشان را به يك تومان مىدانستند .
هزارهء مونگكا قالجا : « 3 » از قوم برولاس « 4 » و چيناس « 5 » ، و مىگويند كه با اقوام دوربان و بارين همه باهم نزديكاند و از يكديگر منشعب گشتهاند .
هزارهء طايچو كورگان : « 6 » از قوم اولقونوت و برادر مادر چنگيز خان بوده .
هزارهء موقور قوران : از قوم هدركين از شعبهء قيات از اقوام نيرؤن بوده . و معنى قوران ، سوهان است ، و چون وى درشتخوى بود او را به اين نام نهادند ، به غايت بلندبالا بود و بوكرى « 7 » فرزندزادهء او بود .
هزارهء ييسوبوقا طرقى : « 8 » از قوم اوريانگقت ، برادر كهتر ييسوبوقا تاييشى بود ، كه قورچى چنگيز خان بود و امير هزارهء قورچيان و پدر اروق [ و ] بوقا و اوگلى قورچى ملازم او بوده و به تربيت او معتبر شده .
هزارهء قدان كايتاؤل : « 9 » از قوم سونيت بوده .
هزارهء منگليك ايچيگه : از قوم قونگقتان « 10 » پدر كوكچوتب تنگرى و تولون چربى بوده و شوهر مادر چنگيز خان .
هزارهء اقوام اونگوت : ايشان چهار هزار بودهاند و امير ايشان آىبوقا « 11 » بود . بعد از وى آلاقوش [ تيكين ] و چنگوى « 12 » از قوم اونگوت . و آن قوم به دل راست ايل شدند .
هزارهء گؤگىنويان و مونگتوقيان : پسران قياناند و قوم قيات ، كه پيش توقتاى مىبودند . و ايشان در آن وقت يك تومان بودهاند ، و بسيارى قيات [ ديگر ] از نسل ايشاناند .
اين بود تفصيل سپاه دست راست . ميسره يعنى لشكر دست چپ كه به مغولى آن را جئونقار خوانند ، و مقدّم ايشان موقلى گويانگ و سوتكوسون ( قايممقام ) اونايانويان از قوم بارين ، شصت و دو هزار ، بدين تفصيل :
هزارهء موقلى گويانگ : از جلاير بود و چون اميرى معتبر بود و كوچهاى بسيار داده ، يعنى
هامش
( 1 ) . متن : پاره .
( 2 ) . متن : ناردين .
( 3 ) . متن : بالوغان قلجا .
( 4 ) . متن : برلان .
( 5 ) . متن : چنان .
( 6 ) . متن : صاكجوركا .
( 7 ) . متن : نوكرى .
( 8 ) . متن : بيسون بوطرافى .
( 9 ) . متن : قدان كساول .
( 10 ) . متن : نگقتان .
( 11 ) . متن : اسوقا .
( 12 ) . متن : شنگوى .