تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4097

مساهمون:

ص٤٠٩٧

ذكر وقايع سال ششصد و شصت و چهارم از رحلت خير البشر « 1 »

در اوايل اين سال اباقا خان در ارّان قشلاق نموده روزى به شكار سوار شده چون پنج فرسنگ از شاهرود گذشته به بيشه درآمده به شكار مشغول شدند ، ناگاه جمعى آدمى صورتان درنده سيرت از اهل تالش با تيغ و زوبين به قصد بندگان اباقا خان برخاستند ، و سواران مغول بر ايشان تاخته شروع در جنگ كردند ، آخر الأمر تالشيان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهادند ، و اباقا خان حكم فرمود تا سپاه از اطراف و جوانب آن بيشه درآمدند و آن جماعت را دستگير نموده به خدمت بياورند . چون لشكر در دور آن بيشه درآمده مانند مركز آن بيشه را در ميان گرفتند ، سردار آن جماعت تيغ و كفن در گردن انداخته به بندگى حضرت اباقا خان آمده در مقام تسليم بايستاد . و آن پادشاه جهانگير چون او را بدان حالت مشاهده نمود ، نظر عنايت به حال او انداخته او را با متابعانش به جان امان داد .
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .