ذكر وقايع سال ششصد و بيست و پنجم از رحلت خير البشر « 1 »
در ما بين اين سال منگوقاآن و قدآن به جانب ولايت چركسان رفته در حين زمستان به آن ولايت درآمده بعد از جنگ بسيار پادشاه چركس توقان « 2 » نام را به قتل رسانيد و ولايت ايشان را به تصرّف درآورد .
و هم در اين سال شبآن و بوجك و بورى « 3 » عنان عزيمت به صوب ولايت قريم منعطف داشته از [ قوم ] چيچامان « 4 » ، تاتقرا « 5 » را گرفتند . و بركه در اين سال به جانب قپچاق رفت و ارجماك « 6 » و قوران ماس و قيران « 7 » مقدّمان مكروتى « 8 » و متعلّقات اين ولايت را به قتل رسانيدند ، و بعد از قتل و غارت به تصرّف خود درآوردند و به جانب اردوى اوگتاى قاآن بازگشتند و چندان غنايم به اردو رسانيدند كه زياده بر آن متصوّر نبود .
و از جمله وقايع اين سال آنكه طايفهاى از خوارزميّه كه در وقت فترات خوارزمشاه گريخته به ولايت حلب رفته نوكر ملك صالح ايّوب بن ملك كامل شده بودند ، بر وى خروج كرده قصد گرفتن او كردند ، و او از بيم ايشان گريخته به سنجار آمد ، و آنچه از خزاين و اسباب و اموال داشت همه را آن خوارزميان تاراج كردند . و چون صاحب موصل خبر يافت كه ملك صالح گريخته به سنجار آمده ، از موصل لشكرى بسيار جمع آورده متوجّه جنگ او شد ، و او را در سنجار محاصره نمود . و چون ملك صالح طاقت مقاومت لؤلؤ « 9 » ، صاحب موصل ، نداشت چاره غير از آن نديد كه به خوارزميان پيوندد و ايشان را تسلّى داده با خود
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .
( 2 ) . متن : بوقان .
( 3 ) . متن : ثورى .
( 4 ) . متن : جبجافان .
( 5 ) . متن : تابقرا .
( 6 ) . متن : ارحاق .
( 7 ) . متن : قيزان .
( 8 ) . متن : مكردنى .
( 9 ) . م : تولو .