تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1721

مساهمون:

ص١٧٢١
« جادو نفسان نكته طراز و داستان‌سرايان سحرپرداز بقلم گوهربار بر صحيفهء روزگار چنين نگاشته‌اند . . . » « مدهوشان راوق عشق و محبت و دردنوشان خمخانهء حقيقت و معرفت بگزارش اين حكايت پركيفيت بدينگونه مستمعان را سرمست ساخته‌اند كه . . . » گاهى ازين‌گونه تمهيدات در سرآغاز داستانها صرف نظر مىكند و بسادگى مىگويد : « در نامه‌هاى باستانى ديدم در ولايت گيلان فرمانروايى بود بمعدلت و سخاوت آراسته » . حكايتهاى كتاب مختلف و متنوعست و همهء آنها بنام شاه جهانگير غازى و بدعاى او ختم مىشود . مؤلف از خود باعنوان جامع حكايات ياد مىكند و همين خود دليلى است بر آنكه او واضع داستانها نبود و آنها را از مأخذهايى كه در دسترس داشت فراهم آورد . عنوانهاى اخلاقى كه اين حكايتها در ذيل آنها نقل شده در دو تحرير مذكور ازين كتاب تفاوتهايى دارد و من در اينجا بذكر عنوانهاى بيست و دوگانهء بابهاى نسخهء ديوان هند ( شمارهء فهرست 793 ) اكتفا مىكنم كه البته همهء آنها جنبهء اخلاقى دارند و حكايتهايى كه در ذيل هريك از آنها نقل شده متناسب با همان برداشتهاى اخلاقى هستند : باب 1 ) در بيان درجهء شهادت ، 2 ) در عشق و محبت ، 3 ) در جود و سخاوت ، 4 ) در فضيلت توكل و قناعت ، 5 ) در فضيلت اكل حلال و صدق مقال ، 6 ) در بيان بخشايش الهى ، 7 ) در بيان استغناى ايزدى ، 8 ) در وفا و حقيقت و نتيجهء آن ، 9 ) در بىوفايى و بىحقيقتى و ثمرهء آن ، 10 ) در پاداش تهمت و افترا ، 11 ) در بيان آنكه طينت آدميزاد به آب غم سرشته ، 12 ) در فضيلت ديانت و امانت ، 13 ) در نتيجهء بىديانتى و كفران نعمت ، 14 ) در معدلت و انصاف ، 15 ) در نتايج بت‌پرستى و دغابازى ، 16 ) در نتيجهء انديشهء تباه دربارهء مردم بىگناه ، 17 ) در بيان گوش كردن اندرز خير سگالان صواب انديشه ، 18 ) در بيان احوال ستاره‌شناسان ، 19 ) در بيان حقيقت سرود و سماع ، 20 ) در بيان شگفتيهاى تقدير ، 21 ) در مذمت فقر اضطرارى ، 22 ) در