تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1250

مساهمون:

ص١٢٥٠
*
آواره‌گرد عشق به منزل نمىرسد * صد ره ز دل گذشت و پى دل نمىرسد ما دست و دل ز كشتى اميد شسته‌ايم * بحريست اين‌كه موج بساحل نمىرسد زندان براى زنده‌دلان محبت است * دام و قفس بطاير بسمل نمىرسد برخاستن چه سود و نشستن چه فايده * گرد تو چون بدامن محمل نمىرسد فوجى تميز نيك و بد كار روزگار * ديوانه تا نشسته بعاقل نمىرسد
*
پيش بدنامان بنيكى نگذرد نامم هنوز * طشت رسوايى نيفتادست از بامم هنوز زينت فتراك آن ترك شكارافگن شدم * چشم در دنبال دارد حلقهء دامم هنوز داغ نوميدى نكرد افسرده‌ام از وصل او * سوختم صد بار و در انديشهء خامم هنوز نشأه مىيابم ولى صاف از كدورت نيستم * پرتو ساقى نيفتادست در جامم هنوز عمر صرف مرغ عشرت كردم و صيدم نشد * اين كبوتر مىرهد از گوشهء بامم هنوز مى نمىگيرم بلب فوجى اگر زهرست زهر * لذت خونابهء دل هست در كامم هنوز
*
در چاه غم بسلسلهء آه مىروم * بنگر بريسمان كه در چاه مىروم دل داده‌ام ز دست بهر جا كه مىرود * همچون ستاره در پى آن ماه مىروم ضعفم ز بس‌كه بند بر اعضا نهاده است * چون مىروم ز خويش بيكماه مىروم در خواب هم بكوى توام گريه مىبرد * چون سيل واكشيده‌ام و راه مىروم فوجى شتاب دارم و دل مانده در قفا * گاه انتظار مىكشم و گاه مىروم
*
دل سير فضاى عالم راز نكرد * چشمى بتماشاى جهان باز نكرد از طبع گرفته كس بجايى نرسيد * تا پر نگشود مرغ پرواز نكرد
*
عاشق دل را بآه برپا دارد * انديشه ز سيل ار نكند جا دارد ويران نشود تا نفسى باقى هست * اين خانهء بىستون ستونها دارد
*
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1250 | ذبيح الله صفا