بيچاره بتنگناى دنيا چه كند * مانند شناورى كه در چاه افتد
*
چون لاله خوريم آتش خرمن خويش * ما خود شدهايم خار پيراهن خويش
ما را به دو جرعه ساقى از خود برهان * تا چند بسر بريم با دشمن خويش
*
با گردش دهر و خلق پرشور و شرش * كارى چو ندارى چه غمست از ضررش
خارى كه تمام مايهء آزارست * در پا نخلد تا نزنى پا بسرش
*
هنگام بهار سير گلشن نكنيم * ما بلبل را بخويش دشمن نكنيم
تا نستانيم رخصت از پروانه * در خانهء خود چراغ روشن نكنيم
*
ز بار منت احسان اگر آگه شوى دانى * كه هركس دست بخشش بستهتر دارد كرم دارد
به از دل خلوتى خواهم كه پنهان سازمش آنجا * كه از مژگان او چون سبحه دلها ره بهم دارد
80 - اظهرى
بوداق اظهرى شيرازى « 1 » از شاعران نيمهء دوم سدهء يازدهم هجرى بود .
از ديوانش كه پيرامون يازدههزار بيت از قصيده و غزل و مثنوى و رباعى دارد نسخهيى منحصر در كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار موجود است « 2 » كه به خط
هامش
( 1 ) - وى در ديوان خود بشيرازى بودنش اشاره كرد :گر نيم يونانى اما اصلم از شيراز بس * كو حكيمى تا ز فضلم مايهء حكمت برد( 2 ) - فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، ابن يوسف شيرازى ، ج 2 ، 1316 - 1318 ، ص 561 - 564 .