*
انديشه كه لبريز و پريشان آيد * چون نشأة جام گهرافشان آيد
چون باده تراود ز سبوى وحدت * هر معنى صافى كه ز وجدان آيد
*
عمرى بره فتنه غنودن بايد * فارغ ز غم بود و نبودن بايد
وآنگه بخم چنبر چوگان قضا * پنهان شدن و گوى ربودن بايد
*
خواهى كه حيات جاودانى يا بى * از دست قضا خط امانى يا بى
در نقطهء گرداب حقيقت گم شو * تا گوهر اسرار معانى يا بى
69 - شاپور تهرانى « 1 »
آقا شاپور تهرانى پسر خواجه خواجگى از شاعران استاد سدهء يازدهم
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* هفت اقليم ، تهران ، ج 3 ، ص 73 - 78 .
* تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 237 - 238 .
* تذكرهء ميخانه ، تهران 1340 ، ص 535 - 544 .
* نتايج الافكار ، بمبئى 1336 ، ص 375 - 383 .
* آتشكده ، تهران بتصحيح آقاى دكتر سادات ناصرى ، ص 1082 - 1087 .
* مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ص 23 .
* رياض الشعراء ، خطى .
* تذكرهء غنى ، عليگر 1916 ميلادى ، ص 69 .
* سرو آزاد ، ص 51 - 53 .
* عرفات العاشقين ، خطى .
* ترجمهء مجمع الخواص صادقى كتابدار ، تبريز 1327 ، ص 201 - 203 . -