دربارهء او مىنويسد كه بسيار حاضرجواب و بديههطراز و شوخ طبيعت بود چنان كه محتشم كاشانى موقعى كه شفايى چهارده ساله بود ( - 980 ه ) در اصفهان مهمان حكيم ملا محمد حسين شد و از شفايى جوان « شعر طلب نمود ، حكيم [ شفايى ] يك دو غزل مىخواند ، ملا محتشم مىگويد خوب گفتهاى اما بخربوزهء گرمك اصفهان مىماند كه بحسب ندرت شيرين واقع مىشود ! حكيم در جواب مىگويد كه الحمد لله بگرمك كاشان نمىماند كه در كل شيرينى ندارد ! و ملا محتشم روى خود را تازه مىدارد و خندان مىشود » « 1 » و بيقين توانائيش در هجو كه زبانزد همهء معاصران بود از همين شوخطبعى او برميخاست و او درين راه چنان شهرت داشت كه مير محمد باقر داماد مىگفت « شعرش را هجا پنهان ساخته » « 2 » و فخر الزمانى مدعى بود كه او در هزّالى از سوزنى گرو برده ، و بقول خود شفايى « رسم هجا لازم ماهيت » او بود و همچنانكه اسكندر بيگ منشى در عالمآراى عباسى نوشته است « درين طرز بديع معانى رنگين و ظرايف شيرين بنازكترين روشى ادا نموده داد سخن - پردازى مىداد » و تقى الدين اوحدى گويد كه « در اهاجى بىمثل است . . .
چنان كه از تاب شمشير مهاجات او اكثر شعراى عراق و غيره بر خود مىلرزند . » و بگفتار اسكندر بيگ چون شاه عباس اين كار حكيم را دوست نمىداشت ، وى در اواخر حيات از آن دست كشيد و بقول خود بر دست شاه ازين عادت توبه كرد « 3 » . وفاتش بسال 1037 ه اتفاق افتاد .
كليات آثار شفايى در حدود پانزدههزار بيت است شامل قصيده ، غزل ، تركيب ، ترجيع ، قطعه ، رباعى ، شهرآشوب ، و چهار مثنوى ، ديدهء بيدار
هامش
( 1 ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 212 .
( 2 ) - تذكرهء ميخانه ، ص 523 .
( 3 ) - گويد :رسم هجا چو لازم ماهيت منست * چون كهربا كزو نتوان برد جذب كاه
اما پسند صاحب ايران نمىشوم * تا با منست اين هنر اعتبار كاه
بار دگر نه از لب و بس ، از صميم قلب * تجديد توبه مىكنم اما بدست شاه