كارت چو شكستست چه پيمانه چه پيمان * گر شيشه همان نيست چه شد سنگ همانست
در جام خزانيست كه در عين بهارست * در بزم بهاريست كه در عين خزانست
ساقى همه يك دور بده قسمت ما را * تا دور دگر هستى ما را كه ضمانست ؟
گر خانه بيغماى عسس رفت چه نقصان * صد شكر كه جان در گرو رطل گرانست
تا دايرهء ازرق پيمانهء ما نيست * اين لجهء اخضر كه محيطش بكرانست ،
ما دجلهكشى ياد گرفتيم ز استاد * ما را خط بغداد به از خطهء بغداد
همت طلب از مشرب رندان قدحنوش * چون شيشه يكى پنبهء غفلت بكش از گوش
يكره بلب كاسهء رندان بزن انگشت * بنگر چه صداهاست درين ميكده ، بنيوش
در كار جهان كوشش ما را اثرى نيست * بارى چو همى كوشى در عيش و طرب كوش
در كينه تهمتن شودت زال زمانه * از دست منه بادهء چون خون سياوش
خون در رگ افسرده شود گرم ز باده * از باده كجا گل شود اين آتش خسپوش
من همچو سبو خانه بميخانه گرفتم * تا مست از آنجا ببرندم بسر دوش
ما مست جنونيم ره عقل ندانيم * صد مرحله بيش است ز ما تا خرد و هوش
تا پير مغان عيش به ياد دل ما داد * كرديم غم و محنت ايام فراموش
در كاسهء ما كشتى صد نوح بگرداب * طوفان ز تنور خم ما يك كف سرجوش
ما دجلهكشى ياد گرفتيم ز استاد * ما را خط بغداد به از خطهء بغداد . . .
*
خسم كه جلوهء برقى كند شكار مرا * بدام شعله كشد دانهء شرار مرا
بوعده گر دهدم عمر خضر طى گردد * در اولين قدم راه انتظار مرا
بيا كه تا تو گرفتى كنار آغوشم * گرفته حسرت آغوش در كنار مرا
خيال قد تو دائم به چشم تر دارم * جز اين نهال نرويد ز جويبار مرا
*
مرا آتش درون سينه خرمن خرمنست امشب * دل آتشپرست من مقيم گلخنست امشب
ز رويش بزم ما بر خانهء خورشيد مىخندد * چراغ تيرهروزان محبت روشنست امشب
نگه را رخصت گلچيدنى از باغ رخسارش * گل نظارهام زين باغ دامن دامنست امشب