آنجا كه تو حاضرى ازينهام چه سود * و آنجا كه تو غايبى باينهام چه كار
*
بس بند كه بر مشكل خود مىبينم * وز خويش برون منزل خود مىبينم
من عشق نمىشناسم الا امروز * شور عجبى در دل خود مىبينم
*
هرگاه كه دل بوصل شادان كرديم * ديديم كه خاطرت پريشان كرديم
ناچار شديم و خو بهجران كرديم * بر خود دشوار و بر تو آسان كرديم
*
اى گل نظرى بعندليبان نكنى * مى در كف و ياد بىنصيبان نكنى
ناكامى و غربت نكشيدى هرگز * آنست كه پرواى غريبان نكنى
*
باز آى كه با سوز و گدازم بينى * بيدارى شبهاى درازم بينى
نىنى غلطم كه خود فراق تو مرا * كى زنده گذارد كه تو بازم بينى
3 - نصيبى گيلانى « 1 »
بابا نصيبى گيلانى از شاعران نيمهء نخستين از سدهء دهم هجريست .
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* تحفهء سامى ، تهران 1314 ، ص 110 .
* روز روشن ، تهران 1343 ص 821 - 823 .
* فهرست كتابخانه ملى پاريس ، بلوشه ، ج 3 ، ص 350 .
* آتشكدهء آذر ، تهران ، ص 858 - 860 . -