هر كس كه رخش بديد جز خون نگريست * چشمى دارى ولى ، تو هم خواهى ديد
*
اى عهدشكسته و وفا داده بباد * مادر همه شير بىوفايى به تو داد
اول تو چنان بدى كه كس چون تو نبود * آخر تو چنان شدى كه كس چون تو مباد
*
هنگام جدال خصم كوته انديش * دل بد مكن از شكستن لشكر خويش
زلفست سواد لشكرت گر به مثل * هرچند شكست بيش رعنايى بيش
*
وصل تو بكام غير ديدن مشكل * وز ديدن تو طمع بريدن مشكل
گفتى كه بمير تا بوصلم برسى * مردن آسان ولى رسيدن مشكل
*
آنى كه مرا بكام دشمن كردى * آخر چه به اين سوخته خرمن كردى
الحق كه به حال دشمنان هم رحمست * گر با همه آن كنى كه با من كردى
29 - اقدسى مشهدى « 1 »
مولانا محمد اقدس متخلص باقدسى از شاعران سدهء دهمست . ولادتش
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* خلاصة الاشعار مير تقى الدين كاشى ، خطى .
* تذكرهء ميخانه ، بتصحيح آقاى گلچين معانى ، تهران 1340 ، ص 235 - 246 و حواشى .
* عرفات العاشقين ، تقى الدين اوحدى بليانى ، خطى . -