988 است .
كاهى از دانشهاى زمان خود ، خاصه تفسير و كلام و عرفان و هيئت و معما و تاريخ آگاه بود ، در علم موسيقى و ادوار مهارت داشت تا آنجا كه امين رازى او را درين رشته بر نادرهطبعان روزگار برترى داده و گفته است كه « چندين صوت و عمل از وى اشتهار يافته ، از آن جمله اين غزل خود را صوتى بسته :
باز در دل خار خارى دارم از عشق گلى * بىسروسامانم از سوداى مشكينكاكلى
و هم درين غزل صوت ديگر بسته :
چون سايه همرهيم بهر سو روان شوى * شايد كه رفته رفته بما مهربان شوى » « 1 »
با اين همه كاهى مردى وارسته و درويشمشرب بود ، زن نگرفت و گفت :
عروس دهر را كاهى نزيبد * از آنرو ، همچو عيسى گشته فردم
و در حفظ ظاهر خود قيدى نداشت ، « اگر برهنهاش داشتندى ببودى و اگر پوشانيدندى پوشيدى و دشمنترين چيزى نزد او دنيايى بود چنانچه ( - چنان كه ) در بدخشان ميرزا عسكرى هجده كرور خزانهء خود را به دو بخشيد و او نظر بدان نيالود » « 2 » .
همچنانكه گفتم كاهى عمرى دراز كرد ، صد و ده سال يا صد و بيست سال ، و خود به شوخى مىگفت كه من از خدا ده سال خردترم ! ، مردى بود زورمند و تناور و يكتنه با ده مرد درمىافتاد و بر آنان چيره مىشد و در دويدن از همه چابكقدمان پيشى مىجست . بىاعتنايى او بظواهر خردنگران و تنگنظران را بر آن مىداشت تا دربارهء او حكم بزندقه و الحاد دهند ، و او كه ازين تهمتها نمىهراسيد با همه درمىساخت و از همنشينى با هيچ گروه سر باز نمىزد ، و اگر مالى بچنگ مىآورد با قلندران و نيازمندان به كار مىداشت . چنان كه از اكبر پادشاه در برابر قصيدهيى كه در بيشتر مصراعها و در همهء بيتهاى آن لفظ « فيل » را التزام كرده بود هزار تنگهء نقد معادل
هامش
( 1 ) - هفت اقليم ، ج 3 ، ص 378 .
( 2 ) - ايضا ، ص 377 .