برخاستم كه در پيش افتم بناز گفت * بنشين كه در خيال محالى فتادهاى
گفتم اميدها به تو دارم ، بخنده گفت * ميلى برو برو كه تو بسيار سادهاى
*
امشب منم آزردهدل و سينهفگار * جان بر لب و جسم زار و من در آزار
نى طاقت بيدارى و نى راحت خواب * نى قوت اضطراب و نى تاب قرار
*
اكنون كه دلم بدست عشقست گرو * نى راى سفر مانده نه پاى تك و دو
ديگر مكش انتظار من اى همره * بگذار مرا و راه خود گير و برو
*
قرار صبر به خود داده بازماندم ازو * به اين اميد كه تن در دهم بتنهايى
فراق مىكشدم اين زمان و مىگويد * سزاى آنكه كند تكيه بر شكيبايى !
16 - هجرى قمى « 1 »
در صحيفهء 641 از همين جلد دو بند از مربع تركيب لسانى شيرازى
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* خلاصة الاشعار تقى الدين كاشى ، خطى .
* هفت اقليم ، تهران ، ج 2 ص 515 .
* صحف ابراهيم ، على ابراهيم خان خليل ، خطى .
* رياض الشعراء واله داغستانى ، خطى .
* آتشكده ، تهران بتصحيح آقاى دكتر سادات ناصرى ، ص 1350 - 1354 .
* شمع انجمن ، ص 533 . -