تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
ز شيرينت تمنايى دگر شد * بتلخى عمر شيرينت بسر شد لبش گر ز آب حيوان بهر دارد * مشو غافل كه چشمش زهر دارد زبان بگشاد فرهاد جگرسوز * كه هستم همچو بخت خود سيه‌روز من از دل دارم اين درد جگرريش * مبادا كس گرفتار دل خويش دلم پيموده راه اين هوس را * نباشد دل بفرمان هيچكس را من و دل را گزير از غم نباشد * كه ياران را گريز از هم نباشد
( خسرو و شيرين )
در عشق تو گر چنين حزين خواهم بود * رسواى زمانه بعد ازين خواهم بود دلدار اگر تويى چنان خواهم شد * دلداده اگر منم چنين خواهم بود
*
از صبر و وفا به صد فسون و نيرنگ * بردوخت قضا دو جامهء رنگارنگ آن بر قد عشق من بغايت كوتاه * وين بر بدن حسن تو بىغايت تنگ

15 - ميلى هروى « 1 »

ميرزا محمد قلى خان تكلوى هروى متخلص به « ميلى » از گويندگان
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * منتخب التواريخ بداؤنى ، ج 3 ، ص 329 . * صحف ابراهيم ، على ابراهيم خان خليل ، خطى . * ايضاح المكنون ، اسمعيل پاشا ، ج 1 ، استانبول 1945 ، ستون 532 . * خلاصة الافكار ، بمبئى ، ص 619 - 620 . * آتشكده ، تهران بتصحيح آقاى دكتر سادات ناصرى ، ص 88 - 93 . -
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 729 | ذبيح الله صفا