يادشدهء كتابخانهء ملى پاريس ديدهام . شاعر دربارهء عدد ابيات و سال اتمام آن گفته است :
گهرهايى كه زاد از بحر توفيق * سه بار آمد هزار از روى تحقيق
چو سر زد از قلم اين فيض جانبخش * كه چون آب حيات آمد روانبخش
ز غيب آمد حديثى بر زبانها * كه شد تاريخ سالش « فيض جانها »
فخر الزمانى بعد از آنچه دربارهء مثنويهاى قاسمى نوشته ، گويد كه اشعار متفرقه از قصيده و غزل بسيار دارد . شمارشى از بيتهاى اين منظومههاى معروف و آنچه در مثنوى عاشق و معشوق و زبدة الاشعار و شاهرخنامه و شرح فتوحات سلطان محمود والى ديار بكر باضافه قصيدهها و غزلهايى كه فخر الزمانى ازو ديده و ياد كرده است ، ما را بعدد شگرفى بالاتر از سى هزار بيت مىرساند .
در سخن قاسمى تأثير مستقيم پيروان نظامى در سدهء نهم بويژه جامى و هاتفى آشكار است . از اختصاصهاى مثنويهايش آوردن ابيات بسيار در توحيد و ستايش پيامبر و صفت معراج است كه البته در بنياد همانست كه نظامى و مقلدانش كردهاند . پيداست كه در عهد چيرگى تشيع ستايش على ابن ابى طالب هم بر آنچه بود افزوده مىشد و او نيز چنين كرد ساقىنامهء او در شهنامه مكرر است و بعضى از ابيات آنها خالى از لطف نيست . ازوست :
اى دل شرف فلك وبالست * ايام كمال را زوالست
اين عمر دو روزه را بقا نيست * در باغ جهان گل وفا نيست
ديوان عمل سياه تا چند * بر دل رقم گناه تا چند
بيداد مكن به زور اقبال * انديشه كن از جزاى اعمال
مغرور بجاه و مال فانى * تا چند بحيله بگذرانى
ياد آر كه آصف سليمان * كش بود جهان به زير فرمان
چون كرد قلم سپهرش انگشت * ز انگشت و قلم تهى شدش مشت
ز آن طرف نگين كه مايلش بود * صد نقش مراد در دلش بود