و در تعريف پسر شيشهگر گفته :
دلبر شيشهگر برعنايى * مردم ديده راست بينايى
بسكه شد شيشهاش پسنديده * همچو عينك نهند بر ديده »
يكى از شهر آشوبها آنست كه محمد بيگ رشكى همدانى از شاعران سدهء دهم ساخت . تقى الدين اوحدى در عرفات نوشته است كه او « وقتى شهرآشوبى به جهت اردوى شاه جنّت مكان شاه تهماسب و اهل قزوين گفته و به جهت هركس درين قصيده اهاجى ركيكهء بسيار گفته ، بعد از شهرت حضرت علّيين آشيانى او را محبوس كردند بل حكم قتل فرمودند ، به جهت معذرت گناه و شفاعت تاجى از ابريشم بافت دوازده ترك يك وصله سر هر تركى نام يكى از ائمهء اثنى عشر قرار داده و نقش كرده . . . »
ساختن شهرآشوب يا شهرانگيز پس از سدهء دهم همچنان دنبال شد و حتى در شعر تركى نيز مورد تقليد قرار گرفت و حاجى خليفه چند تا از اين شهرانگيزها را ذكر كرده است « 1 » .
هامش
( 1 ) - كشف الظنون ، ستون 1068 .
- دوست دانشمندم آقاى احمد گلچين معانى دربارهء « شهرآشوب در شعر پارسى » و نيز چند شهرآشوب منثور كتابى دارد كه بسال 1346 در تهران بطبع رسيد . از بخت بد در اين ديار دور از ميهن كه سرگرم تأليف اين جلد هستم از مطالعهء آن كتاب كه بيقين سودمند و مقرون به اطلاع كافيست محرومم و اطلاع بر وجود آن كتاب را از كتاب ديگر ايشان بنام « تاريخ تذكرههاى فارسى » ( ج 2 ص 814 ) بدست آوردهام .