زبان درى تدوين مىشد و در آنها پارهيى از لغتهاى دشوار كه در شعر پارسى به كار رفته براى آنان كه لهجهء درى نداشتند ، توضيح داده مىشد . بهترين لغتنامه كه چنين خاصيتى داشت لغتنامهء اسدى ( لغتفرس ) بود . اين روش مدتها در زبان فارسى به كار مىرفت تا آنكه پارسىشناسان و فارسى گويان هند و ايرانيان هندنشين كار خود را آغاز كردند و بتدريج از زبان درى سره يا بقول خود از « لغت فرس و پهلوى و درى » بسوى زبان گفتارى پارسىگويان در شعر و نثر متمايل شدند و كوشيدند دشواريهاى اين زبان بويژه مشكلات آثار شاعرانى مانند فردوسى و انورى و نظامى و خاقانى و مانندگان آنان را بيان كنند و مقدارى از واژههاى تازى و تركى و بعضى از لغتها و تركيبها و استعارهها و كنايهها را كه در زبان اديبان به كار مىرفته است ، با آن لغتهاى « فرس و پهلوى و درى » بياميزند و حتى بقول خود و چنان كه صاحب فرهنگ جهانگيرى كرد ، از زبان « زند و پازند و اوستا » هم درين راه بهره بردارند و بدين ترتيب نام ايزدان و امشاسپندان و اسم روزها و ماهها و فرشتگان موكّل بر آنها و جشنها و بسى ازينگونه واژهها هم در لغت - نامهها راه جست كه نمونهء كامل آن را نخست در فرهنگ جهانگيرى و سپس در فرهنگهايى كه مأخذ اصليشان همين لغتنامه بود ، مىبينيم . اما جمال الدين حسين اينجو هنوز بمرحلهيى نرسيده بود كه همهء اينها را بهم بياميزد بلكه آنها را در پنج قسمت جدا از يكديگر آورد و پشت سر هم قرار نداد و اين كار ، يعنى درهم آميختن همهء اين واژهها ، اگرچه كمى پيش از جمال الدين اينجو بگونه ناتمام و ناقص آغاز شده بود ، با كوشش كسانى چون محمد حسين بن خلف تبريزى صاحب برهان قاطع و كسانى كه دنبالهء كار او را گرفتند ، صورت عمل پذيرفت . كار اين دسته چنان بود كه با تفحّص در لغتنامههاى پيش از خود و خاصه فرهنگ جهانگيرى ، همهء واژههاى فارسى و تازى و تركى و بعضى از تركيبات لغوى را بنظم هجايى دنبال هم قرار دادند ، ولى كارهاى نهايى درين راه در دورهء بعد و بويژه پس از آشنايى اديبان ايرانى با شيوهء كار اروپائيان در اين زمينه انجام گرفت كه بجاى خود باز نموده
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٦٩