تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
ايران شمرده شده است ، ليكن در همان حال با بىنظمىها و كشتارها و قانون شكنيهايى كه در پادشاهى كسانى چون شاه اسمعيل دوم و شاه سلطان محمد خدابنده و شاه صفى و شاه سليمان و شاه سلطان حسين و شاه تهماسب دوم و قسمت اخير سلطنت نادر رواج يافته بود ، مىتواند از عهدهاى ناسازگار تاريخ هم بشمار آيد . بارى تاريخ ايران درين عهد پراست از ملائم و ناملائم ، زشت و زيبا و نيك و بد ، و اينها را جز با توضيح كافى و مطالعهء مشروح در احوال اين دوران نمىتوان بازگفت . پيداست كه در اداى چنين وظيفه‌يى دشوار بار سنگين تحقيق بر دوش تاريخ نويسانى خواهد بود كه مطالعات اجتماعى و فرهنگى را با ذكر وقايع سياسى همراه كنند ، و آنچه من درين مجلد خواهم نوشت شمه‌ييست از ترسيم كلى اوضاع تا بتوان با مطالعهء آن محيط فكرى دوران را بهتر و بيشتر شناخت . اما مطلبى كه در سرآغاز اين مطالعهء طولانى نبايد فراموش شود اشاره‌ييست بموضوع آميزش دين و سياست درين عهد كه مقصود از آن جلوه دادن سلطنت است به صورت يك مأموريت مقدس دينى و الهى . توضيح اين مقال آنست كه نابغهء خردسال صفوى شاه اسمعيل ، با دعوى گماشتگى از سوى « امام زمان » و ادعاى يافتن كمر و شمشير و تاج و فرمان « خروج » از او « 1 » ، طغيان خود را بر پادشاهان عهد كه همگى از اهل سنت بوده‌اند ، به صورت قيامى مذهبى و مأموريتى دينى ارائه كرد و مدعى شد كه هرچه مىكند به حكم و ارادهء « صاحب الامر » است كه بنا بر اصول اعتقادى اماميان دربارهء مسألهء امامت « 2 » ، ولى عصر و فرمانرواى باستحقاق عالم است . سپس اين دعوى با رؤياهايى كه او و پسرش تهماسب مدعى بوده و بگفتار خود در آنها دستورهاى
هامش
( 1 ) - عالم آراى صفوى ، از نويسندهء ناشناخته در عهد صفويان ، تهران 1350 ، ص 47 . ( 2 ) - دربارهء امام و « امامة » و مقصودهاى مختلف از آن در ميان فرقه‌هاى اسلامى و از آن جمله فرقه‌هاى اماميه رجوع شود به :Imama , par W . Madelung , Encyclopedie del'Islam , nouvelle edition , tome III , P . 1192 - 1198 .