ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ
- التوبه / 30 كه نشانه اختلاف آنهاست .
أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها
- الاعراف / 195 و
أُولِي الْأَيْدِي
وَ الْأَبْصارِ - الصاد / 45 اشاره به قوت و توانائى دست و چشم است و نيروئى كه در آنها موجودات .
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ
- ص / 17 داود عليه السّلام كه پيامبرى نيرومند بود يادآورى كن .
حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
- يعنى در برابر نعمتى كه در جايگاهشان در آن بهرهمند هستند جزيه ميدهند در حالى كه كوچك و ضعيفند . عبارت - عن يد - از نظر اعراب حال است يعنى اعتراف دارند كه نيروى شما از آنها برتر و بيشتر است و ملزم به آن هستند ، چون قرارداد دارند . فلانٌ يَدُ فلانٍ - او سرپرست و دوست و ياور اوست . اولياء خدا را هم - أَيْدِى اللّهِ گويند و بر اين معنى خداى فرمود :
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
10 / الفتح .
پس يد پيامبر يد خداى عز و جل است تائيد اين مطلب روايتى است كه نقل شده
« لا يزال العبد يتقرب إلي بالنوافل حتى أحببته فإذ أحببته كنت سمعه الذي يسمع به و بصره الذي يبصر به و يده التي يبطش به » .
يعنى با خواندن نمازهاى مستحبى بنده - خداوند نزديك مىشود تا اينكه او را دوست ميدارد و در چنين حالاتى خداوند ميفرمايد من گوش و چشم و دست او هستم كه با آنها ميشنود مىبيند و در راه خدا مىستيزد .