شده است و با آن شكار ميكنند ، و نوعى از مارهائى كه چنبره ميزنند ، و يا به آب كمى كه در ته يك ظرف مانده باشد و اين مثالها را با واژه - هِلَال - به كار مىبرند سپس بجاى - إِهْلَال ميگويند اسْتِهْلَال - مثل استجابه بجاى اجابت يا پاسخ دادن - إِهْلَال - به ماه و هلال نگريستن و نگاه كردن و سپس به هر وقت كه كسى به بالا نگاه كند اين كلمه به كار رفته است در آيه :
وَ ما أُهِلَّ
بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ - البقره / 73 يعنى هر ذبيحهاى كه نامى غير از نام خدا در موقع ذبح ياد شود و براى غير خدا باشد و براى بتها قربانى كنند خوردنش حرام است .
گفتهاند - إِهْلَال و تَهْلِل - گفتن لا إله إلا اللّه - است و از اين جمله لفظ آن گرفته شده مثل - بسمل و بسملة - تحولق و حوقلة - خاصه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
و - لا حول و لا قوة إلا باللّه - است .
هل
: هَل حرف استفهام و پرسش است يعنى ( آيا ؟ ) كه البته در مورد خداوند چنين نيست . در آيه گفت :
قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا
- الانعام / 148 و يا حرف - هَل - براى - سرزنش و نفى كردن و هشدار به كار ميرود مثل :
هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً
- مريم / 68 « 1 »
هامش
( 1 ) آخرين آيه سوره مريم است ميفرمايد - چه بسيار ملتهائى را كه پيش از اين هلاك ساختيم آيا چشم تو به ديگر به يكى از آنها خواهد افتاد و يا كمترين صدائى از آنان براى هميشه خواهى شنيد : و قبل از آن از پافشارى آن اقدام در .