وَ لا تَزِرُ
وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى - 38 يعنى گناه او را ندارد در صورتى كه از آن گناه دور باشد . و آيه :
وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ
- الشرح / 2 يعنى در كارهائى كه مربوط به جاهليت بوده و تو از آنچه قومت عمل مىكردند معاف هستى و بر تو گناهى نيست .
وزير - كسى كه بار كارهاى سنگين فرمانده خود را تحمل مىكند .
وِزَارَة - مثل صناعت است و بر همان وزن - أَوْزَارُ الحرب جمع وِزْر - است يعنى آلات جنگ مثل سلاح .
مُوَازَرَة - يارى كردن . وَازَرْتُ فلاناً مُوَازَرَةً ، او را در كارش يارى كرد .
در آيه
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً
مِنْ أَهْلِي - طه / 29 و
وَ لكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ
- طه / 87 .
وزع
: وَزَعْتُهُ عن كذا - از آن كارش مانع شدم و جلوگيرى كردم . در آيه گفت :
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ
- تا -
فَهُمْ يُوزَعُونَ
- النمل / 17
يُوزَعُونَ
يعنى آن لشگر با تعداد زيادشان و تفاوتشان از يكديگر دور نبودند و بيكاره هم نبودند . چنانچه لشگريان انبوه و زياد كه از فضاى عملشان در
هامش
ظلم و ستم جباران و منحرفين و شعرائى است كه پيوسته با اشعار زيبا و كلام ظاهر - فريب مردم را به خرابات ميخانه - پوچگرائى - هرزگى - شهوترانى و هر گونه فسادى از اين قبيل تشويق مىكند و بدبختتر از آنها كسانى كه اين فاسدان هنر و ادب و جامعه را تطهير نموده يا هزار و يك دليل خود ساخته مىخواهند آنها را عارف و خدا خواه معرفى كنند و در واقع كاسه از آش داغتر مىشوند .