4 - مقصود از - كَرْه - در آن آيه كسى است كه با او جنگ مىشود و مجبور مىشود به اين كه ايمان بياورد .
5 - نظر پنجم از ابو العاليه و مجاهد است كه گفتهاند : مقصود اينستكه همه به آفريده شدنشان از سوى خداوند اقرار دارند هر چند كه در پرستش به خداوند شرك مىورزند ، مثل آيه :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
- 87 / زخرف ) .
( اگر از ايشان بپرسى چه كسى آنها را آفريده است ميگويند اللّه ) .
6 - نظر ديگر از ابن عباس است كه مىگويد :
طَوْعاً وَ كَرْهاً
- 83 / آل عمران ) يعنى همه با حالاتى كه از وجود آنها خبر مىدهد تسليم شدهاند هر چند كه بعضى از ايشان با گفتار كفر بورزند و آن همان اسلام است كه در جهان اوليه ( عالم ذر ) آنجا گفت :
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ، قالُوا بَلى
- 172 / اعراف ) و اين همان دلائل عقلى آنها است كه بر آن سرشته شدهاند و اقتضاء مىكند كه تسليم شوند و به اين معنى آيه :
وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
- 15 / رعد ) اشاره دارد « 1 » .
هامش
( 1 ) تمام آيه چنين است مىگويد :وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ( 15 / رعد ) .
هر چه در آسمانها و زمين است با ميل و اكراه با سايههاشان بامدادان و شبانگاهان خداى را سجده مىكنند .
كه در اين آيه حركت سايه دليلى بر گذران عمر و حركت به سوى نقطه كمال و هستى عالم در كل موجودات است چون سراسر عالم را نور هستى فرا .