در هفصد و شصت بيت غَرّا * چون طُرّهء دلبران مُطَرّا
منظوم بسان عِقْد پروين * موسوم به روضة المُحبّين
از مدّت هجرت محمّد * رفته نود و چهار و هفصد
رفت ابن عماد عمر بر باد * زين عمر بباد رفته فرياد
كلام ابن عماد در اين مثنوى متين و استوار و نمونهء مهارت و استادى گوينده در سخن است . از اين شاعر همچنانكه گفتهايم در تذكرههاى مختلت مانند تذكرهء دولتشاه ، و مخزن الغرائب و صحف ابراهيم و روز روشن و رياض الشعراء باختصار تمام ياد شده و وفات او را در سال 800 هجرى نوشتهاند . ده نامهء ابن عماد با مقدمهء مرحوم سعيد نفيسى بسال 1314 در تهران بطبع رسيد . از اشعار اوست :
به ياد لعل تو چشمم ز اشك پرگهرست * گر اين نثار ترا لايقست در نظرست
سخن ز وصل تو گويم تو روى گردانى * مرا نه از تو شكايت ز گردش قمرست
بناز مىگذرد دوست ، خيز ابن عماد * بگير دامن وصلش كه عمر در گذرست
* *
دردا كه دلم اسير غم شد * اندوه فزود و صبر كم شد
پشتم چو كمان ابروى تو * از بار غم فراق خم شد
مسكين دل مستمند زارم * دور از تو نديم هرندم شد
هم خستهء غصه و بلا گشت * هم كشتهء محنت و الم شد
چون طبل نهان زند كسى كاو * در عالم عاشقى عَلَم شد
كارم همه صبر و بردباريست * تا شيوهء تو همه ستم شد
بر ابن عماد رحمتى كن * كاز دست تو پايمال غم شد
* *
« 1 » اى برحمت خلق را در مجمع محشر شفيع * پادشاهان جهان حكم مطاعت را مطيع
هامش
( 1 ) - اين قصيده در مدح حضرت رسول اكرم است .