دور از لب و دندان شما سعد بهائى * چون ماهى بىآب شب و روز طپانست
آن شهرهء آفاق مگر گشت خرامان * در شهر نگويند چه فرياد و فغانست ؟
* *
نبات مصر ندارد حلاوت لب تو * نباشد آب معلّق بلطف غَبْغَبِ تو
سفر چگونه كند مرد عاقل از بيتت * چو هست ماه تو دايم قرينِ عقرب تو
چو عيد و قدر بگويند زير گل باشد * مرادشان رخ چون روز و زلف چون شب تو
مدام تشنه به خون پياله خواهم بود * ز رشك آنكه دمى لب نهاد بر لب تو
امير حسن ، اسيران عشق را درياب * گران بضاعت ازين بيش نيست مكسب تو
چه موجبست كه يك وعده را وفا نكنى * مگر كه نيست روا خود وفا بمذهب تو
جز آنكه سوزىوسازى چه چاره ، سعد بها ، * چو احتراق بود اقتضاى كوكب تو
72 - بهاء الدين ساوجى
از شاعران قرن هشتم هجريست كه به خواجه تاج الدين احمد بن محمد بن على عراقى وزير امير مبارز الدين محمد بن مظفّر اختصاص داشت و سالها در خدمت وى بوده است .
از ديوان او نسخهيى در كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار موجود است « 1 » .
73 - ابن عماد
« ملك الكلام ابن عماد مردى فاضل بوده و اصل او از خراسانست اما در شيراز
هامش
( 1 ) - مقدمهء ديوان خواجو ، بقلم آقاى احمد سهيلى ص 60 - 61